
اشتراک گذاری :
خبرداری؟ توافق ایران و آمریکا در حالی امضا شد که به نظر می رسد با توجه به مفاد توافق چشم انداز روشنی در انتظار اقتصاد ایران خواهد بود.به همین دلیل نیز نقش بانک صنعت و معدن در رونق تولید، بهویژه در دوران پس از توافق بسیار کلیدی و استراتژیک است. این بانک به دلیل تخصصی بودن، بهعنوان بازوی مالی دولت برای حمایت از بخشهای تولیدی، معدنی و صنعتی عمل میکند.
بانک صنعت و معدن در دوران پس از توافق، از یک «تامینکننده وام» به یک «تسهیلگر استراتژیک» تبدیل میشود. موفقیت این بانک در رونق تولید بستگی به توانایی آن در کاهش ریسک سرمایهگذاری، اتصال تولیدکننده به بازارهای جهانی و تخصیص بهینه منابع به سمت صنایع با ارزش افزوده بالا دارد.
پس از توافق، یکی از بزرگترین نیازهای بخش تولید، ورود سرمایهگذاریهای خارجی است. بانک صنعت و معدن در این زمینه نقش ایجاد پلهای مالی برای ورود سرمایهگذاران خارجی به پروژههای صنعتی و معدنی را ایفا خواهد کرد.
تسهیل جذب سرمایهگذاری خارجی یکی از پیچیدهترین و در عین حال حیاتیترین وظایف نهادهای مالی تخصصی مانند بانک صنعت و معدن است. برای اینکه یک سرمایهگذار خارجی تصمیم بگیرد سرمایه خود را وارد بخش تولید یا معادن یک کشور کند، نیاز به «اطمینان»، «امنیت» و «زیرساختهای مالی» دارد که بانک صنعت و معدن شرایط آن را فراهم می کند.
تسهیل جذب سرمایهگذاری خارجی توسط بانک، صرفاً به معنای «دادن وام» نیست؛ بلکه به معنای «کاهش ریسک» و «ایجاد پل اعتماد» بین سرمایهگذار خارجی و محیط صنعتی داخلی است. هرچه بانک بتواند محیطی شفافتر و پیشبینیپذیرتر ایجاد کند، جریان سرمایه خارجی به سمت تولید بیشتر خواهد شد.
از سوی دیگر بسیاری از واحدهای تولیدی ایران به دلیل تحریمها با مشکل فرسودگی ماشینآلات مواجه شدند. به همین دلیل نیزتامین اعتبارات برای واردات ماشینآلات، ارائه تسهیلات بلندمدت برای خرید تجهیزات پیشرفته و مدرن از کشورهای پیشرفته و حمایت از انتقال تکنولوژی، تخصیص منابع مالی به شرکتهایی که قراردادهای انتقال فناوری را با شرکتهای خارجی امضا میکنند از جمله کارکردهای این بانک در این دوران است.
توسعه زنجیره ارزش در بخش معادن به این معناست که ما به جای فروش مواد خام (مثل سنگآهن یا کرومیت) به کشورهای دیگر، آن مواد را در داخل کشور طی مراحل مختلف فرآوری و تبدیل کنیم تا محصول نهایی با قیمت بسیار بالاتر به بازار عرضه شود. در این مسیر، بانک صنعت و معدن نقش «موتور محرک مالی» را ایفا میکند تا فاصله بین «معدن» و «مصرفکننده نهایی» پر شود.
این بانک با تامین مالی برای مکانیزاسیون و خرید ماشینآلات پیشرفته، هزینه استخراج را کاهش میدهد. وقتی هزینه استخراج پایین بیاید، مواد اولیه برای صنایع پاییندستی ارزانتر تمام میشود و رقابتپذیری کل زنجیره بالا میرود.
توسعه زنجیره ارزش یعنی تبدیل «ثروت خام» به «ثروت صنعتی». بانک صنعت و معدن با تغییر رویکرد از «تامین مالی استخراج» به «تامین مالی تبدیل و تولید»، باعث میشود که معادن ایران دیگر فقط منبع درآمد لحظهای نباشند، بلکه زیربنای یک صنعت پایدار و قدرتمند برای نسلهای آینده شوند.
نقش بانک صنعت و معدن در دوران گذار وفاصله از جنگ از اهمیت چندانی برخوردار است. این دوران به دلیل عدم قطعیت ، با نوسانات شدید ارزی، تغییر در قیمتهای جهانی و تغییر در اولویتهای سیاسی همراه است.
برای یک تولیدکننده، دوران گذار میتواند هم «فرصت طلایی» باشد و هم «تلهای مرگبار». در اینجا، بانک صنعت و معدن به عنوان یک نهاد تخصصی، نقش «تثبیتکننده» را ایفا میکند تا صنایع از شوکهای ناگهانی تخریب نشوند.
بیشتر بخوانید:توسعه صنعتی از مسیر بانكداری تخصصی / بانك صنعت و معدن؛ وقتی پول از مسیر تولید عبور میكند
مدیریت ریسک در دوران گذار، به معنای «حذف ریسک» نیست چون ریسک ذاتی هر تغییری است، بلکه به معنای «مهندسی ریسک» است. بانک صنعت و معدن با تبدیل شدن به یک «ضامن مالی» و «مشاور ریسک»، اجازه نمیدهد نوسانات کوتاهمدت، سرمایههای بلندمدت صنعتی کشور را نابود کنند. در واقع، بانک در این دوران، نقش یک «کمکفنر» را ایفا میکند که ضربات ناشی از تکانهای اقتصادی را میگیرد تا بدنه صنعت آسیب نبیند