
اشتراک گذاری :
خبرداری؟ انتظار مردم از صنعت خودرو، بهویژه از خودروسازانی مانند سایپا، انتظاری کوچک و ساده نیست. جامعه امروز ایران حق دارد خودرویی ایمنتر، زیباتر، باکیفیتتر و نزدیکتر به استانداردهای جهانی بخواهد؛ خودرویی که وقتی نامش کنار برندهایی مثل هیوندا، بنز، بیامو یا تویوتا میآید، دستکم احساس عقبماندگی و حسرت ایجاد نکند.
این مطالبه، در ذات خود بیجا نیست. مردم پول میدهند، انتظار کیفیت دارند؛ جانشان را در جادهها میگذارند، انتظار امنیت دارند؛ سالها وعده شنیدهاند، انتظار عمل دارند. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا میتوان صنعت خودروی ایران را با خودروسازان جهانی مقایسه کرد، بدون آنکه شرایط تولید، اقتصاد، تحریم، زنجیره تأمین، نوسان ارز و فضای کلی کشور را هم دید؟
واقعیت این است که صنعت خودرو در ایران سالهاست در یک میدان سخت و نابرابر نفس میکشد. خودروساز جهانی وقتی خودرو تولید میکند، به شبکهای عظیم از تأمینکنندگان بینالمللی، فناوری روز، سرمایهگذاری خارجی، ثبات اقتصادی، دسترسی آزاد به قطعات، نرمافزار، ماشینآلات و بازارهای جهانی تکیه دارد.
اما خودروساز ایرانی، از جمله سایپا، در شرایطی کار میکند که گاهی برای تأمین سادهترین قطعه، باید چند مسیر دشوار و پرهزینه را طی کند. وقتی قیمت ارز در یک شب تغییر میکند، وقتی مواد اولیه با نوسان شدید قیمت روبهروست، وقتی واردات تجهیزات و فناوری با محدودیت مواجه است، چگونه میتوان انتظار داشت خروجی صنعت، کاملاً مشابه کشوری باشد که اقتصادش در ثبات، ارتباطاتش باز و تولیدش متصل به جهان است؟
این سخن به معنای تبرئه کامل خودروسازان نیست. سایپا و دیگر خودروسازان داخلی بینقص نیستند. کیفیت برخی محصولات، خدمات پس از فروش، زمان تحویل، طراحی، ایمنی و رضایت مشتری، همگی نیازمند اصلاح جدی و مستمرند. مردم حق دارند نقد کنند و مدیران صنعت خودرو نیز حق ندارند پشت مشکلات پنهان شوند. اما نقد منصفانه با تخریب مطلق فرق دارد. اگر قرار است مسئله خودرو را بفهمیم، باید هم مطالبهگر باشیم، هم واقعبین. نمیتوان از یک مجموعه انتظار تولید خودرویی در سطح برندهای لوکس جهانی داشت، اما همزمان شرایط تولید آن را نادیده گرفت.
بهعنوان نمونه، وقتی یک بخش مهم از زیرساختهای صنعتی کشور دچار اختلال میشود، طبیعی است که زنجیره تولید خودرو نیز آسیب ببیند. صنعت خودرو فقط یک سالن مونتاژ نیست؛ پشت هر خودرو، صدها قطعه، دهها کارخانه تأمینکننده، مواد اولیه، فولاد، پتروشیمی، شیشه، لاستیک، برق، حملونقل، نیروی انسانی و برنامهریزی مالی وجود دارد.
اگر تولید فولاد مختل شود، اگر یک تأمینکننده کلیدی دچار توقف شود، اگر هزینه حملونقل یا مواد اولیه ناگهان جهش کند، نتیجه مستقیم آن در خط تولید خودرو دیده میشود. آنوقت آیا میتوان فقط از سایپا پرسید چرا تحویل خودرو عقب افتاد، بدون اینکه بپرسیم کل زنجیره تولید در چه وضعیتی بوده است؟
از سوی دیگر، مسئله خودرو تنها به کارخانه ختم نمیشود. بخش مهمی از بحرانهای مربوط به خودرو در ایران، به فرهنگ رانندگی نیز گره خورده است. بارها دیدهایم خودرویی با توان فنی محدود، با سرعت غیرمجاز در بزرگراه حرکت میکند؛ راننده میان چند خودرو لایی میکشد، مسابقه خیابانی به راه میاندازد و در نهایت حادثهای تلخ رقم میزند.
در چنین شرایطی، پس از تصادف، اولین متهم معمولاً خودرو است. البته ایمنی خودرو مهم است و خودروساز باید پاسخگو باشد، اما آیا رفتار راننده هیچ نقشی ندارد؟ وقتی یک خودرو با سرعت غیرمجاز وارد رقابتی خطرناک میشود، وقتی عقلانیت پشت فرمان جای خود را به هیجان و خودنمایی میدهد، وقتی رعایت فاصله طولی، سرعت مجاز و احترام به جان دیگران نادیده گرفته میشود، آیا میتوان تمام تقصیر را بر گردن کارخانه انداخت؟
فرض کنیم همان حادثه با خودرویی گرانقیمتتر رخ دهد؛ آیا سرعت غیرمجاز، لاییکشی و بیاحتیاطی دیگر خطرناک نیست؟ خودرو هرچقدر ایمن باشد، جایگزین عقل راننده نمیشود. کمربند ایمنی، کیسه هوا، ترمز بهتر و بدنه مقاومتر، همه ابزارهای کاهش خسارتاند، نه مجوز بیاحتیاطی. بنابراین اگر قرار است درباره صنعت خودرو حرف بزنیم، باید همزمان درباره فرهنگ رانندگی هم حرف بزنیم. جامعهای که خودروی بهتر میخواهد، باید رانندگی بهتر را هم مطالبه کند.
امروز سایپا زیر فشار افکار عمومی قرار دارد؛ بخشی از این فشار بحق است و بخشی حاصل مقایسهای نابرابر و احساسی است.مردم میپرسند چرا خودروهای داخلی به سطح جهانی نمیرسند. پاسخ ساده نیست.
برای رسیدن به کیفیت جهانی، فقط خواستن کافی نیست؛ باید اقتصاد باثبات، سیاست صنعتی روشن، سرمایهگذاری مداوم، همکاری فناورانه، رقابت سالم، مدیریت شفاف، نظارت دقیق و فرهنگ مصرف مسئولانه وجود داشته باشد. خودروساز باید اصلاح شود، اما اصلاح خودروساز بدون اصلاح ساختارهای پیرامونی ممکن نیست.
راهحل، نه دفاع کورکورانه از سایپاست و نه حمله بیوقفه به آن. راهحل، گفتوگوی ملی درباره واقعیتهای صنعت خودروست. باید از سایپا و دیگر خودروسازان خواست که کیفیت را بالا ببرند، طراحی را بهروز کنند، پاسخگویی را جدی بگیرند و اعتماد مردم را بازسازی کنند. اما در کنار آن، باید پذیرفت که صنعتی که در محدودیت، نوسان و فشار تولید میکند، نیازمند برنامهریزی، حمایت هوشمند و زمان برای تحول است.
بیشتر بخوانید:سایپا و گام های کلیدی در «مدیریت سبز» / تعادل میان اهداف اقتصادی و حفظ محیط زیست
بیایید بهجای آنکه فقط ویران کنیم، درست نقد کنیم. بهجای آنکه تنها بگوییم چرا مثل بنز نمیسازید؟ بپرسیم برای نزدیک شدن به استاندارد جهانی، چه باید کرد؟سایپا باید بهتر شود؛ این مطالبه مردم است. اما جامعه نیز باید منصفتر ببیند؛ این شرط عقلانیت است. صنعت خودرو با شعار رشد نمیکند، با واقعبینی، اصلاح، سرمایهگذاری و فرهنگسازی ساخته میشود. امروز بیش از هر زمان دیگر، بهجای فریادهای بیثمر، به مطالبهگری هوشمندانه نیاز داریم؛ مطالبهای که هم خودروساز را به حرکت وادارد، هم جامعه را به انصاف، مسئولیت و سازندگی دعوت کند.
عسل موسوی