
اشتراک گذاری :
ایران با در اختیار داشتن بیش از ۱۷ درصد از کل ذخایر اثباتشده گاز جهان (بالغ بر ۳۲ تریلیون مترمکعب)، پس از روسیه در رتبه دوم جهانی قرار دارد و با تولید سالانه بیش از ۲۵۰ میلیارد مترمکعب، جایگاه سومین تولیدکننده بزرگ جهان را به خود اختصاص داده است. قانونگذار با درک این ظرفیت، در برنامه هفتم توسعه هدفگذاری روشنی برای دستیابی به حجم صادرات ۴۰ میلیارد مترمکعب و واردات ۲۰ میلیارد مترمکعب گاز در سال تعیین کرده است. در مرزهای شمال شرقی کشور، ترکمنستان به عنوان پنجمین دارنده بزرگ ذخایر گازی جهان حضور دارد که به شدت نیازمند تنوعبخشی به بازارهای صادراتی خود و خروج از انحصار خریداراصلی گاز خود یعنی کشور چین است.
به لحاظ زیرساختی نیز در حال حاضر خط لوله «دولتآباد-سرخس-خانگیران» به تنهایی دارای ظرفیت اسمی انتقال سالانه ۱۲.۵ میلیارد مترمکعب گاز است بررسیهای کارشناسی نشان میدهد که با اعمال مدیریت صحیح برای استفاده از حداکثر ظرفیت خطوط لوله فعلی متصل به ترکمنستان و همچنین تسریع در ارتقای ایستگاههای تقویت فشار، دستیابی به ظرفیت واردات و انتقال ۲۰ میلیارد مترمکعب گاز کاملاً در دسترس است. گستردگی شبکه خطوط لوله سراسری در داخل ایران نیز این امکان را فراهم کرده تا گاز دریافتی از شمال در کوتاهترین زمان و با کمترین افت فشار به مبادی صادراتی غربی و شرقی منتقل شود، که این امر ایران را به اقتصادیترین مسیر اتصال انرژی اوراسیا به آبهای آزاد و بازارهای مصرف تبدیل میکند.
جمهوری اسلامی ایران با برخورداری از موقعیت ژئوپلیتیک منحصربهفرد، کوتاهترین و امنترین مسیر ترانزیتی برای اتصال کانونهای تولید گاز در شمال به مصرفکنندگان تشنه انرژی در غرب و جنوب آسیا است. در این معماری جدید، واردات و سوآپ گاز از ترکمنستان و هدایت آن به بازارهایی نظیر عراق و پاکستان، نه تنها راهکاری موثر برای مهار ناترازی فصلی گاز در داخل کشور به شمار میآید، بلکه با ایجاد یک وابستگی متقابل سیاسی و اقتصادی، زیربنای تحریمپذیری اقتصاد ایران را به شدت تضعیف میکند.
ایران در زمینه سازوکارهای حقوقی و تجاری سوآپ، سابقه اجرایی قابل قبولی دارد؛ از جمله اجرای موفقیتآمیز طرح سوآپ سهجانبه برای انتقال سالانه ۱.۵ تا ۲ میلیارد مترمکعب گاز ترکمنستان به مقصد جمهوری آذربایجان از مسیر زیرساختهای ملی. همچنین برنامهریزیها و توافقاتی برای آغاز سوآپ گاز ترکمنستان به مقصد ترکیه با ظرفیت تا ۲ میلیارد مترمکعب در سال، نیز مورد بحث بوده است. با تکیه بر این الگوها، بازارهای تشنه انرژی در همسایگی ایران فرصتی بینظیر برای توسعه این قراردادها محسوب میشوند. کشور عراق برای پیشبرد پروژههای توسعهای و بازسازی اقتصاد ملی خود حداقل نیازمند واردات پایدار گاز و برق است. در مرزهای شرقی نیز، پاکستان سالهاست با بحران کمبود انرژی دستوپنجه نرم میکند، اما به دلیل ریسکهای بالای امنیتی و ترانزیتی در مسیر افغانستان، امکان دریافت مطمئن گاز از پروژه خط لوله تاپی را نداشته است البته خط لوله ایران به پاکستان نیز در سمت کشور پاکستان متصل نمیباشد.
بیشتر بخوانید:بحران گازوئیل به آسمان اروپا رسید
هدایت گاز ترکمنستان به بازارهای پاکستان و عراق از مسیر ایران، همان نقطهای است که دیپلماسی انرژی، بازدارندگی سیاسی خلق میکند. ذات تجارت گاز، روابطی پایدار و بلندمدت (عموماً بالای ۲۰ سال) میان دولتها شکل میدهد که امکان مداخله و تحریمپذیری آن به مراتب دشوارتر از بازار نفت خام است. هنگامی که امنیت تأمین انرژی و به تبع آن پایداری شبکههای صنعتی و خانگی کشورهایی چون عراق، ترکیه و پاکستان به شبکه گازرسانی ایران گره بخورد، یک وابستگی متقابل استراتژیک شکل میگیرد. ارائه شبکه گاز ایران به عنوان جایگزین امن پروژه پرریسک تاپی، نهتنها درآمدهای ارزی و حق ترانزیت مستمری برای کشور به همراه دارد، بلکه هزینههای سیاسی و اقتصادی انزوا یا تحریم ایران را برای قدرتهای جهانی به شدت افزایش داده و کشور را به یک بازیگر ساختاری و غیرقابلحذف در منطقه تبدیل میکند.