ایمپاسکو و چرخش استراتژیک از «مدیریت ساده تولید» به سمت «فعال‌سازی زنجیره ارزش معدنی»

حرکت ایمپاسکو، اگر با تداوم در جذب سرمایه‌گذاری و واگذاری مدیریت به بخش خصوصی (همان‌طور که در مورد سرب نخلک و فروکروم جغتای مشاهده می‌شود) همراه باشد، می‌تواند الگویی برای «مدیریت هوشمند منابع» باشد.

اشتراک گذاری :

خبرداری؟ در سال‌های اخیر، چالش‌های ساختاری در بخش معدن ایران، از جمله محدودیت‌های سرمایه‌گذاری و نیاز به تکنولوژی‌های نوین اکتشاف، همواره از موانع اصلی بهره‌برداری از ذخایر ملی بوده است. در این میان، اقدامات اخیر شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران (ایمپاسکو) نشان‌دهنده یک چرخش استراتژیک از «مدیریت ساده تولید» به سمت «فعال‌سازی زنجیره ارزش معدنی» است.

یکی از مهم‌ترین ستون‌های حرکت ایمپاسکو، سرمایه‌گذاری سنگین بر روی داده‌های زمین‌شناسی است. انجام بیش از ۷۰ هزار متر حفاری مغزه‌گیری و اخذ پروانه‌های اکتشاف متعدد، نشان می‌دهد که شرکت در تلاش است تا «ریسک اکتشاف» را کاهش دهد.

با گزارش فاز نخست اکتشاف محدوده «جانجا» با ذخیره عظیم ۲۲۲ میلیون تن، ایمپاسکو ثابت می‌کند که تمرکز بر مواد معدنی استراتژیک (مانند مس و طلا) نه تنها یک انتخاب اقتصادی، بلکه یک ضرورت امنیتی و صنعتی برای کشور است. این حجم از داده‌های حفاری، زیربنای لازم برای جذب سرمایه‌گذاران بزرگ و ورود به فاز استخراج را فراهم می‌کند.

یکی از بزرگترین گلوگاه‌های صنعت معدن، محدوده‌های بلوکه‌شده و معادن کوچک‌مقیاس غیرفعال است. اقدام ایمپاسکو در آزادسازی بیش از ۵۹ هزار کیلومترمربع از محدوده‌ها، نشان‌دهنده رویکردی است که در آن «بهره‌وری از سطح زمین» در اولویت قرار دارد.

 تمرکز بر احیای معادن کوچک‌مقیاس می‌تواند به عنوان یک محرک اقتصادی برای مناطق محروم و ایجاد اشتغال محلی عمل کند. این رویکرد نشان می‌دهد که استراتژی شرکت تنها بر پروژه‌های عظیم متمرکز نیست، بلکه سعی دارد با فعال‌سازی قطعات کوچک‌تر زنجیره، جریان نقدینگی و مواد اولیه را در کل شبکه معدنی کشور بهبود بخشد.

در مدل‌های سنتی معدن‌داری، تمرکز عمدتاً بر استخراج و فروش کانسنگبوده است؛ مدلی که در آن سود اصلی نصیب صنایع فرآوری در خارج از مرزها یا شرکت‌های واسطه می‌شد. اما رویکرد ایمپاسکو در سال‌های اخیر، تغییرِ جهت به سمت تکمیل زنجیره ارزش است.

تولید کانسنگ به تنهایی پاسخگوی نیازهای صنعتی مدرن نیست. تمرکز ایمپاسکو بر احداث کارخانه‌های کنسانتره (مانند سرب نخلک) و پیشرفت در احداث کارخانه تولید شمش طلا در هیرد، نشان‌دهنده حرکت به سمت ارزش‌افزایی است.

تحقق برنامه‌های تولید با درصدهای بالای ۱۰۰ (مانند طلای هیرد و سرب انگوران) نشان از توان عملیاتی بالا در مدیریت فرآیندهای فرآوری دارد. این حرکت باعث می‌شود که خروجی صنایع معدنی به جای مواد خام، به محصولات با ارزش افزوده بالا تبدیل شود که مستقیماً بر تراز ارزی کشور و پایداری اقتصادی تأثیر می‌گذارد.

امید امامی مدیرعامل شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران درباره عملکرد شرکت در بازه سه ماهه نخست سال1405 توضیح داد: در این دوره سه ماهه، برنده مزایده معدن طلای گلوجه استان زنجان معرفی شد و قرارداد واگذاری معدن سنگ‌آهن شماره ۲ گل‌گهر سیرجان نیز با کنسرسیومی متشکل از سه شرکت بزرگ معدنی و صنعتی به مرحله ابلاغ رسید.

وی عنوان کرد: هم‌زمان، آگهی مزایده معدن زغال‌سنگ حرارتی کامران، معدن مس عشوند، محدوده A2 جانجا و طشک منتشر شد و ارزیابی کیفی متقاضیان معادن سنگ‌آهن شماره ۶ و ۱۱ گل‌گهر و بلوک‌های B و C معدن طلای هیرد در دستور کار قرار گرفت. آغاز فرایند شناسایی سرمایه‌گذاران معدن زغال‌سنگ خمرود و آماده‌سازی اسناد واگذاری محدوده‌های سیاه‌جنگل و گلی نیز از دیگر اقدامات این دوره بوده است.

مدیرعامل ایمپاسکو خاطرنشان کرد: در بخش اکتشاف نیز ۱۳ محدوده در استان‌های خراسان جنوبی و خراسان رضوی، با ظرفیت‌هایی در حوزه طلا، مس، سرب، روی، نقره و کرومیت، در برنامه واگذاری قرار گرفته‌اند.مجموعه این اقدامات می‌تواند با جلب مشارکت بخش خصوصی، فعال‌سازی ذخایر معدنی، توسعه سرمایه‌گذاری در مناطق کمتر برخوردار و ایجاد فرصت‌های جدید تولید و اشتغال را تسریع کند.

حرکت ایمپاسکو، اگر با تداوم در جذب سرمایه‌گذاری و واگذاری مدیریت به بخش خصوصی (همان‌طور که در مورد سرب نخلک و فروکروم جغتای مشاهده می‌شود) همراه باشد، می‌تواند الگویی برای «مدیریت هوشمند منابع» باشد.

این استراتژی ترکیبی از اکتشاف علمی، آزادسازی ظرفیت‌های قانونی و توسعه فرآوری صنعتی است که هدف نهایی آن، تبدیل ذخایر زیرزمینی به ثروت پایدار ملی است.

بیشتر بخوانید:امنیت هوشمند پیش از وقوع تهدید / ایمپاسکو الگویی از تلفیق فناوری و حراست

ایمپاسکو به عنوان حاکمیت، زیرساخت و اکتشاف را فراهم می‌کند و بخش خصوصی به عنوان بازوی اجرایی، چابکی و تخصص عملیاتی را در مرحله فرآوری و تولید شمش به ارمغان می‌آورد. این ترکیب، ریسکِ دولت در مدیریت کارخانه‌های پیچیده را کاهش داده و نرخ بهره‌وری را افزایش می‌دهد.