منوچهر سیفی فعال کارگری در گفت وگو با «خبرداری؟»:

تداوم شرایط جنگی زندگی کارگران را با بحران های جدی تری مواجه می کند / عدم امنیتِ بلندمدت تلخ‌ترین نتایج بحران شغلی پس از جنگ است

وقتی  دولت یا پیمانکاران اصلی نمی‌تواند مطالبات خود را وصول کند، اولین چیزی که در زنجیره تامین قربانی می‌شود، «دستمزد کارگر» است. این موضوع باعث می‌شود کارگران ماه‌ها بدون حقوق بمانند و انگیزه‌های شغلی خود را کاملاً از دست بدهند. از سوی دیگرکارگران به سمت قراردادهای سفید امضا یا مشاغلِ پلتفرمی بدون بیمه سوق داده می‌شوند. این یعنی کارگر در آینده نه بازنشستگی دارد، نه بیمه بیکاری و نه خدمات درمانی. این «عدم امنیتِ بلندمدت» یکی از تلخ‌ترین نتایج بحران شغلی پس از جنگ است.

اشتراک گذاری :

خبرداری؟ با تشدید تنش بین ایران و آمریکا وضعیت زندگی و شغلی کارگران که با چالش های جدی مواجه بود وارد فاز جدیدی شده است. این در حالی است که به نظر می رسد کارگران به عنوان قشر آسیب پذیر جامعه بیشترین آسیب را از تدوام تنش ها خواهند دید.به همین دلیل و برای بررسی وضعیت زندگی کارگران در این شرایط با مهندس منوچهر سیفی فعال کارگری گفت و گو کردیم که در ادامه می خوانید.

سیفی در این زمینه گفت:مهم ترین چالش امروز کارگران در ایران وضعیت بحرانی معیشتی و امنیت شغلی است. حتی با فرض افزایش اسمی حقوق‌ها، تورمِ نهاده‌های تولید و کالاهای اساسی معمولاً سریع‌تر از توانِ پرداختی کارفرمایان و دولت رشد می‌کند.به همین دلیل کارگران مجبور می‌شوند کالاهای اساسی با کیفیت پایین‌تر را جایگزین کنند که این امر به مرور سلامت و کیفیت زندگی خانواده‌های کارگری را به خطر می‌اندازد.

وی ادامه داد:صنایع بزرگی که معمولاً پیشران اشتغال هستند مانند پروژه‌های پیمانکاری، ساخت‌وساز و زیرساخت، در شرایط عدم قطعیت سیاسی دچار توقف یا کندی می‌شوند.شرکت‌ها برای بقا و کاهش هزینه‌های ثابت، اولین اقدامی که انجام می‌دهند تعدیل نیرو یا جایگزینی نیروهای رسمی با نیروهای قرارداد موقت و ارزان‌تر است.از سوی دیگردر شرایط جنگی یا پس از آن، به دلیل کاهش ورودی‌های بیمه‌ای به علت بیکاری و فشار هزینه‌های درمانی، صندوق‌های بازنشستگی دچار کسری شدید می‌شوند که امنیت دوران بازنشستگی و خدمات درمانی فعلی کارگران را تهدید می‌کند.

این فعال کارگری تصریح کرد:: در شرایط کنونی که کشور  یا اختلال در شبکه بانکی بین‌المللی که در شرایط تنش رخ می‌دهد، کارخانه‌ها با کمبود مواد اولیه مواجه شده و خطوط تولید متوقف می‌شود. این یعنی «تعطیلی موقت» یا «دائمی» بنگاه‌های کوچک و متوسط که ضربه سنگینی به جامعه کارگری است.در چنین شرایطی امکانِ کنشگری صنفی برای احقاق حقوق یا اعتراض به تاخیر در پرداخت دستمزدها به شدت کاهش می‌یابد، چرا که هرگونه مطالبه‌گری ممکن است با برچسب‌های امنیتی مواجه شود.

وی افزود: اصلی‌ترین چالش پس از چنین دوران‌هایی، «گذار از وضعیت بقا به وضعیت توسعه» است. کارگران معمولاً نخستین گروهی هستند که هزینه این گذار را پرداخت می‌کنند. برای جلوگیری از فروپاشی، دولت‌ها نیازمند تقویت «تورهای ایمنی اجتماعی»  هستند که متأسفانه در اقتصادهای متاثر از تنش، اولین بخش‌هایی است که بودجه‌شان دچار آسیب می‌شود. از سوی دیگر برای بازسازی سریع، بنگاه‌ها به سمت واردات ماشین‌آلات می‌روند. این کار اگرچه سرعت تولید را بالا می‌برد، اما در کوتاه‌مدت باعث «بیکاری تکنولوژیک» می‌شود؛ یعنی نیروهای کار سنتی یا کم‌مهارت که در دوران جنگ کارایی داشتند، جای خود را به سیستم‌های خودکار می‌دهند.

سیفی خاطرنشان کرد:وقتی  دولت یا پیمانکاران اصلی نمی‌تواند مطالبات خود را وصول کند، اولین چیزی که در زنجیره تامین قربانی می‌شود، «دستمزد کارگر» است. این موضوع باعث می‌شود کارگران ماه‌ها بدون حقوق بمانند و انگیزه‌های شغلی خود را کاملاً از دست بدهند. از سوی دیگرکارگران به سمت قراردادهای سفید امضا یا مشاغلِ پلتفرمی بدون بیمه سوق داده می‌شوند. این یعنی کارگر در آینده نه بازنشستگی دارد، نه بیمه بیکاری و نه خدمات درمانی. این «عدم امنیتِ بلندمدت» یکی از تلخ‌ترین نتایج بحران شغلی پس از جنگ است.