اشتراک گذاری :
دکتر مسعود کریمی، از مدیران باسابقه مهندسی در شرکت مهندسی و ساخت تأسیسات دریایی ایران، در این گفتوگوی تفصیلی از تجربهِ گذار صنعت فراساحل کشور از «مشاورهمحوری» به «توانمندی ملی» میگوید؛
مسیری که از مطالعات ژئوتکنیکی بستر دریا آغاز میشود و تا مدیریت پروژههای چندرشتهای در اعماق خلیج فارس ادامه دارد.
او در این روایت، علاوه بر مرور تجربههای فنی، به یک پرسش کلیدی نیز میپردازد: چگونه میتوان صنعت فراساحل ایران را از چرخه «پروژهمحوری» به سمت «توسعه پایدار انسانی» هدایت کرد؟!
مهندسی فراساحل صنعتی است که در آن محاسبات دقیق مهندسی، تصمیمهای لحظهای و مدیریت پیچیدگیهای فنی در محیطی دور از ساحل و زیر فشار شرایط طبیعی دریا انجام میشود. در چنین صنعتی، کوچکترین خطا میتواند پیامدهای بزرگی در مقیاس پروژههای ملی داشته باشد.
در ادامه ي معرفي افراد توانمند،تأثير گذار و پيشكسوت، خبرنگار روابط عمومي شركت مهندسي و ساخت تأسيسات دريايي ايران، اينبار به سراغ دکتر مسعود کریمی يكي از مدیران مجرب مهندسی که بخش مهمی از مسیر توسعه پروژههای فراساحلی کشور را از نزدیک تجربه کرده است رفته، تا با ايشان در خصوص مسیر حرفهای، تجربه مدیریت مهندسی فازهای مهم پارس جنوبی و چالشهای فنی و انسانی صنعت فراساحل گفتگو كند.
دكتر کریمی متولد سال ۱۳۵۲ و دانشآموخته مهندسی عمران با گرایش ژئوتکنیک از دانشگاه صنعتی شریف است. بیش از دو دهه فعالیت حرفهای او در پروژههای دریایی سپری شده و در این مدت در طراحی، مدیریت و اجرای برخی از مهمترین پروژههای فراساحلی کشور نقش بسزايي داشته است.
مسعود کریمی در سال ۱۳۷۰ وارد دانشگاه صنعتی شریف شد و تحصیلات خود را تا مقطع دکتری در همین دانشگاه ادامه داد. همزمان با تحصیل، از میانه دهه هفتاد فعالیت حرفهای خود را در یک شرکت مشاور فعال در حوزه بندرسازی و سازههای دریایی آغاز کرد.
به گفته او، فعالیت در پروژههای بندری و دریایی باعث شد از همان ابتدا با ویژگیهای خاص این حوزه آشنا شود؛ از شرایط محیطی دریا گرفته تا طراحی سازههایی که باید در برابر نیروهای پیچیده هیدرودینامیکی و ژئوتکنیکی مقاومت کنند.
او میگوید تجربه آن سالها، پایههای ورود جدیاش به صنعت فراساحل را شکل داد.
نقطه عطف مسیر حرفهای کریمی زمانی رقم خورد که شرکت مهندسی و ساخت تأسیسات دریایی ایران برای طراحی یک اسکله در خرمشهر به شرکت مشاور محل فعالیت او مراجعه کرد. این پروژه به طرحهای اولیه توسعه میدانهای گازی پارس جنوبی و میدان بلال مرتبط بود.
در جریان همین همکاری، ارتباط او با این شرکت شکل گرفت و در نهایت در ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۰ به شرکت مهندسی و ساخت تأسیسات دریایی ایران پیوست و فعالیت خود را در بخش مهندسی سازه آغاز کرد.
او میگوید:
«تقریباً در همان روزهای ابتدایی حضورم در شرکت، پروژه بلال در جریان بود و خیلی زود به تیم پروژه منتقل شدم. به همین دلیل بخش زیادی از تجربه حرفهای من از همان ابتدا در فضای واقعی پروژه شکل گرفت.»
دكتر کریمی در پروژه بلال به عنوان کارشناس پروژه فعالیت میکرد و مسئولیت پیگیری امور مهندسی و خریدهای پروژه را بر عهده داشت. این تجربه به او امکان داد علاوه بر کار مهندسی، با فرآیندهای اجرایی، عملیات نصب سازهها و هماهنگی میان بخشهای مختلف پروژه نیز آشنا شود.
پس از پروژه بلال، کریمی در پروژههای مختلف شرکت فعالیت داشت؛ اما به گفته خودش یکی از پروژههایی که نقش مهمی در مسیر حرفهای او ایفا کرد، پروژه فاز ۱۲ پارس جنوبی بود.
در این پروژه، مسئولیت بخش سازههای دریایی به او سپرده شد و برای نخستین بار مدیریت یک پکیج کامل مهندسی در حوزه تخصصی خود را تجربه کرد. این مسئولیت علاوه بر کارهای تخصصی مهندسی، نیازمند هماهنگی میان بخشهای مختلف پروژه نیز بود.
مسعود کریمی این دوره را یکی از جذابترین مراحل کاری خود میداند؛ دورهای که به گفته او، مهندس علاوه بر طراحی، باید نگاه کلانتری به مدیریت پروژه پیدا کند.
اما مهمترین فصل کاری دكتر کریمی به پروژههای موسوم به «فازهای ۳۵ ماهه» پارس جنوبی بازمیگردد. پروژههایی که در حدود سالهای ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ آغاز شدند و شامل فازهای ۱۹ و ۲۰-۲۱ بودند.
در این پروژهها، کریمی به عنوان مدیر مهندسی منصوب شد و مسئولیت هماهنگی تمامی دیسیپلینهای مهندسی را بر عهده گرفت.
او توضیح میدهد:
«در ساختار مهندسی پروژههای فراساحل، هر دیسیپلین مانند سازه، پایپینگ، برق یا ابزار دقیق مسئول خود را دارد؛ اما مدیر مهندسی باید همه این بخشها را در یک پروژه مشخص هماهنگ کند تا خروجی نهایی به یک طراحی یکپارچه تبدیل شود.»
به گفته او، اهمیت این پروژهها در آن بود که بخش عمده مهندسی سکوهای دریایی برای نخستین بار در داخل کشور انجام شد و وابستگی به مشاوران خارجی به شکل محسوسی کاهش یافت.
کریمی این دوره را مرحلهای میداند که در آن «هویت مهندسی فراساحل ایران» شکل گرفت.
در کنار پروژههای پارس جنوبی، یکی از تجربههای متفاوت کریمی مدیریت مهندسی پروژه طراحی یک سکوی حفاری جکآپ بود.
جکآپ نوعی سکوی حفاری است که در حالت شناور به محل عملیات منتقل میشود و پس از استقرار، پایههای خود را در بستر دریا فرو میبرد تا سازه به صورت ثابت روی بستر قرار گیرد.
هدف از این پروژه طراحی سکویی بود که بتواند در پروژههای مختلف حفاری مورد استفاده قرار گیرد؛ هرچند این طرح در نهایت به مرحله اجرای کامل نرسید، اما تجربه ارزشمندی در حوزه طراحی تجهیزات فراساحلی محسوب میشد.
کریمی که تخصص اصلیاش در حوزه ژئوتکنیک است، معتقد است هیچ پروژه فراساحلی بدون شناخت دقیق بستر دریا آغاز نمیشود.
او توضیح میدهد پیش از نصب هر سکوی دریایی یا اجرای خط لوله، مطالعات ژئوفیزیکی و ژئوتکنیکی انجام میشود. در این مطالعات ابتدا ساختار بستر دریا بررسی شده و سپس با حفر گمانهها و انجام آزمایشهای تخصصی، ویژگیهای مکانیکی خاک تعیین میشود.
به گفته او، برای هر سکوی دریایی معمولاً حداقل یک گمانه ژئوتکنیکی در محل نصب حفر میشود و عمق آن باید از طول پایههای سازه بیشتر باشد تا رفتار خاک در برابر بارهای سازهای بهدرستی تحلیل شود.
به اعتقاد کریمی، بسیاری از چالشهای واقعی پروژههای فراساحل نه در مرحله طراحی بلکه در زمان اجرا رخ میدهد.
او یکی از تجربههای خود را در پروژهای در منطقه جاسک مثال میزند؛ جایی که تیم اجرایی برای نصب سازه با مشکل تعیین موقعیت دقیق مواجه شد.
«در دریا برای تعیین موقعیت شناورها از سیستمهای ماهوارهای مانند GPS استفاده میشود. اما در آن پروژه به دلیل وجود برخی تجهیزات نظامی در منطقه، سیگنالهای GPS دچار اختلال شده بود و شناور نمیتوانست موقعیت دقیق خود را تشخیص دهد.»
به گفته او، اين مساله بهرحال حل شد ولي با توجه به اوضاع و احوال فعلي در خليج فارس، يافتن راه حل جايگزين در مواقعي كه واقعا امكان داشته باشد، از اهميت زيادي برخوردار است.
کریمی در بخش دیگری از این گفتوگو به مسئله مهم سرمایه انسانی در صنعت فراساحل اشاره میکند.
به گفته او، یکی از چالشهای جدی شرکتهای مهندسی در ایران حفظ نیروهای متخصص و ایجاد مسیر حرفهای پایدار برای آنهاست.
او با مقایسه شرایط کاری در ایران و شرکتهای بینالمللی میگوید:
«در بسیاری از شرکتهای خارجی مهندسان ممکن است چند دهه در یک حوزه تخصصی فعالیت کنند و به متخصصان برجسته همان حوزه تبدیل شوند. اما در ایران بسیاری از نیروهای جوان بعد از چند سال فعالیت در بخش مهندسی تمایل دارند به پروژهها منتقل شوند.»
به باور او، بخشی از این مسئله به تفاوت شرایط مالی و فرصتهای شغلی در پروژهها بازمیگردد.
کریمی در عین حال معتقد است فرهنگ سازمانی نقش مهمی در حفظ انگیزه کارکنان دارد. او تأکید میکند برنامههایی مانند گردهماییهای خانوادگی، فعالیتهای ورزشی و تعاملات غیررسمی میان کارکنان میتواند به تقویت حس تعلق سازمانی کمک کند.
به گفته او، چنین برنامههایی در گذشته بیشتر برگزار میشد و تأثیر مثبتی بر روحیه کارکنان داشت.
با وجود دشواریهای کار در پروژههای دریایی، کریمی همچنان این حوزه را یکی از جذابترین عرصههای مهندسی میداند.
او میگوید:
کریمی آینده صنعت فراساحل ایران را وابسته به دو عامل مهم میداند: تعریف پروژههای جدید و ایجاد شرایط مناسب برای حفظ نیروهای متخصص.
به اعتقاد او، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که مهندسان ایرانی توانایی اجرای پیچیدهترین پروژههای دریایی را دارند و در صورت فراهم شدن بستر مناسب، میتوانند نقش پررنگتری در توسعه این صنعت ایفا کنند.
او معتقد است مسیر آینده صنعت فراساحل، بیش از هر چیز به سرمایهگذاری بر دانش مهندسی و سرمایه انسانی وابسته است؛ همان دو عنصری که طی سالهای گذشته ستونهای اصلی توسعه پروژههای دریایی کشور را شکل دادهاند.
روابط عمومي شركت مهندسي و ساخت تأسيسات دريايي ايران
