
اشتراک گذاری :
توافق یا تفاهم قریبالوقوع ایران و آمریکا 5 گروه را سرخورده یا شگفتزده کرده است یا خواهد کرد:
گروه اول طبعا سرنگونی طلباناند که بخش رادیکال آن به مرز جنون رسیدهاند و این تعبیر نه چونان خودشان از سر ادبیات پرخاش که به سبب آن است که آن قدر آتش میل به بازگشت نزد برخی شان و به هر قیمت، تیز شد که به تازگی در یکی از شهرهای آلمان با آرم سازمان جهنمی ساواک رژه برگزار کردند!
شبیه کسی که چنان در مهار غریزه از خود بیخود شده که دیگر به چهرۀ یار و دلدار توجهی ندارد و به هر که و هر چه چنگ میزند.
در توجیه این اقدام هم گفتند برای آن که احساس میکنیم جمهوری اسلامی در اپوزیسیون نفوذ کرده و میخواهیم نفوذیها را افشا کنیم! در حالی که بهترین نفوذ همین است که افکار عمومی دو اصطلاح سلطنتطلب و ساواکی یکسان بداند.
فارغ از این جور کارها کار به جایی رسیده که شبخیز هم سیاسی شده و میگوید پس شاهزاده کی فراخوان میدهد؟! گوشی موبایل را در دست گرفته ببیند ترامپ باز کی حمله میکند و آن لابهلا هم یک آهنگ از هایده پخش میکند هم یک آگهی از فلان رستوران ولی مدام به موبایل سرمیکشد تا ببیند نکند توافقی شود و آنها دوباره به محاق بروند و منتظر فراخوان و جنگ بعدی روزگار بگذرانند؟ دو قدرت اتمی بر سر مردم بمب بریزند یا زیرساخت های آنها را هدف قرار دهند تا آنها برگردند! در حالی که تمام آرزو و آمال شان این بود که بروند و اغلب فرزندانشان خود را ایرانی نمیدانند.
گروه دوم تندروهای داخلیاند که علاقۀ وافری دارند به این که استثنا را به قاعده تبدیل کنند. یکی شان کامران نامی است که بر رییس جمهوری خرده گرفته چرا نامه نوشته، چرا موضع گرفته! انگار عالی ترین مقام رسمی بعد از رهبری مطابق تعریف قانون اساسی که منتخب مستقیم مردم است با