وقتی شاهنامه در سایه حافظ خوانده می‌شود

آن روز وقتی جوان خواندن شاهنامه را تمام کرد، چند لحظه سکوت در فضای حافظیه نشست. بعد صدای آواز شجریان دوباره در محوطه پیچید. غزلی از حافظ بود. ترکیب عجیبی شکل گرفته بود: حافظ، فردوسی و شجریان؛ سه صدا از سه زمان، اما از یک ریشه اند.

اشتراک گذاری :

خبرداری؟ هوای شیراز بوی بهار نارنج می‌داد و حیاط حافظیه مثل همیشه پر از قدم‌های آرام و صداهای آهسته بود. سنگ‌های سپید زیر پا می‌درخشیدند و نسیم ملایمی از میان درختان می‌گذشت. در چنین لحظه‌هایی، آدم احساس می‌کند شعر در هوا جریان دارد؛ گویی هر برگ درخت و هر سنگ، مصرعی از غزل‌های حافظ را زمزمه می‌کند.

در سال‌های اخیر رسم دلنشینی در حافظیه شکل گرفته است؛ صدای استاد محمدرضا شجریان که در فضای آرامگاه پخش می‌شود و حال و هوای آنجا را دگرگون می‌کند. شجریان اهل مشهد بود، اما صدایش به همه جای ایران تعلق داشت.

وقتی آواز او در کنار آرامگاه حافظ طنین می‌اندازد، انگار فاصله شهرها از میان برداشته می‌شود؛ گویی مشهد و شیراز، فردوسی و حافظ، همه در یک نقطه به هم می‌رسند: در قلب فرهنگ ایرانی بهم وصل می شوند.

یکی از همین روزها، در گوشه‌ای از صحن حافظیه جوانی ایستاده بود؛ جوانی ساده‌دل با صدایی بلند و پرشور. برخلاف انتظار، او غزل‌های حافظ را نمی‌خواند. صدایش با حماسه فردوسی در فضا می‌پیچید:  «چو ایران نباشد تن من مباد  بدین بوم و بر زنده یک تن مباد»

چند نفر با تعجب به او نگاه می‌کردند. بعضی شاید در دلشان می‌گفتند که اینجا جای شاهنامه نیست؛ اینجا خانه حافظ است. من هم در همان لحظه چنین فکری از ذهنم گذشت. با خودم گفتم شاید این جوان هنوز نمی‌داند که هر شاعر را باید در خانه خودش خواند.

اما چند لحظه بعد، همانجا کنار آرامگاه حافظ، فکری دیگر در ذهنم شکل گرفت؛ فکری که آرام‌آرام جای آن قضاوت اولیه را گرفت. با خود گفتم مگر تفاوتی هم می‌کند؟

حافظ و فردوسی، هرچند در زبان و شیوه بیان و حتی در نگاه به جهان تفاوت‌هایی دارند، اما هر دو ستون‌های استوار یک تمدن‌اند. فردوسی با شاهنامه، زبان فارسی را در روزگاری دشوار زنده نگه داشت و آن را از گزند فراموشی نجات داد.

او تاریخ، اسطوره و هویت ایرانی را در قالب حماسه‌ای جاودانه سرود. حافظ نیز با غزل‌هایش جهانی از معنا، عشق، عرفان و تأمل را پیش روی ما گشود؛ جهانی که مرزهای جغرافیا را پشت سر گذاشت و به زبان مشترک دل‌ها تبدیل شد.

هر دو شاعر، هر دو صدا، در حقیقت از یک سرچشمه می‌آیند؛ سرچشمه فرهنگ ایرانی. یکی با حماسه سخن می‌گوید و دیگری با غزل، اما هر دو روایتگر روح یک تمدن‌اند.

در آن لحظه به این فکر کردم که شاید آن جوان ساده‌دل، برخلاف تصور ما، کار چندان اشتباهی هم نکرده باشد. شاید او فقط با صدای بلند چیزی را می‌گفت که در عمق فرهنگ ما وجود دارد: پیوند میان همه این صداها است.

در واقع اگر کسی در کنار آرامگاه حافظ، ابیاتی از فردوسی بخواند، چندان عجیب نیست. همان‌گونه که اگر روزی در توس، کنار آرامگاه فردوسی، کسی غزلی از حافظ زمزمه کند، اتفاق نامأنوسی رخ نداده است. زیرا این شاعران نه متعلق به یک شهر خاص‌اند و نه محدود به یک زمان هستند آنها به تمام ایران و حتی فراتر از آن تعلق دارند.

وقتی به این موضوع فکر می‌کنم، به نظرم می‌رسد که تمدن ایرانی بیش از هر چیز در همین روحیه نهفته است: در مهربانی، مدارا و پذیرش صداهای گوناگون. در این که حماسه و غزل، عقل و عشق، تاریخ و عرفان، همه می‌توانند در کنار هم بنشینند و یک روایت مشترک بسازند.

فردوسی با صبر و استقامت سی ساله‌اش، زبان فارسی را به ما رساند؛ زبانی که امروز در آن شعر می‌خوانیم، داستان می‌نویسیم و با یکدیگر سخن می‌گوییم. اگر شاهنامه نبود، شاید بسیاری از واژه‌هایی که امروز ساده و طبیعی به نظر می‌رسند، از میان رفته بودند. فردوسی نه فقط شاعر حماسه، بلکه نگهبان زبان فارسی بود.

و حافظ، قرن‌ها بعد، با همین زبان، جهانی از معنا آفرید؛ جهانی که هنوز هم در حافظیه، در فال‌ها، در زمزمه‌های شبانه و در دل مردم زنده است.

آن روز وقتی جوان خواندن شاهنامه را تمام کرد، چند لحظه سکوت در فضای حافظیه نشست. بعد صدای آواز شجریان دوباره در محوطه پیچید. غزلی از حافظ بود. ترکیب عجیبی شکل گرفته بود: حافظ، فردوسی و شجریان؛ سه صدا از سه زمان، اما از یک ریشه اند.

شاید روزی دوباره به توس بروم. شاید کنار آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی بایستم، به گنبد سپید مقبره نگاه کنم و بی‌اختیار غزلی از حافظ بخوانم. آن لحظه، بعید می‌دانم کسی بپرسد چرا می خوانی؟

بیشتر بخوانید:برگزاری مراسم نکوداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی در کیش

چرا که در جهان فرهنگ ایرانی، این صداها از هم جدا نیستند. همه آنها روایتگر یک حقیقت‌اند: زبانی که قرن‌ها دوام آورده، فرهنگی که با شعر نفس کشیده و تمدنی که در دل خود، هم حماسه دارد، هم عشق، و هم صلح با جهان است.

آنچه در این مطلب می خوانید

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

آخرین اخبار سایت