آمریکا بعد از آمریکا

آیا امپراتوری آمریکا در خلیج‌فارس در حال افول است؟

دولت دونالد ترامپ در باتلاقی گرفتار شده است که نه راه خروج آسانی دارد و نه گزینه‌ای کم‌هزینه؛ وضعیتی که نشانه‌ای از افول قدرت و هیمنه آمریکا در منطقه و جهان است.

اشتراک گذاری :

خبرداری؟

آمریکا به‌تدریج در باتلاق جنگ علیه ایران فرو می‌رود و گزینه‌های پیش‌روی دولت «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا روزبه‌روز محدودتر و پرهزینه‌تر می‌شود. به اعتقاد او، ترامپ اکنون تحت فشار قرار دارد تا هرچه سریع‌تر این بحران را مدیریت کند؛ بحرانی که دیگر صرفاً یک درگیری خارجی نیست و مستقیماً بر زندگی شهروندان آمریکایی نیز اثر گذاشته است.

مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده در ادامه جنگ، پیامدهای اقتصادی آن برای داخل آمریکا است؛ افزایش شدید قیمت سوخت و بلیت هواپیما، کاهش پروازها و بحران در صنعت حمل‌ونقل هوایی از جمله آثار مستقیم تنش‌ها در خلیج‌فارس عنوان شده است. این نویسنده در همین چارچوب، به ورشکستگی شرکت هواپیمایی «اسپیریت ایرلاینز» اشاره می‌کند؛ شرکتی با حدود ۱۷ هزار کارمند و ۱۳۰ هواپیما نتوانست در برابر تبعات بحران سوخت و جنگ دوام بیاورد. همچنین قیمت بلیت هواپیما در آمریکا بین ۵۰ تا ۲۰۰ درصد افزایش یافته و شرکت‌های هواپیمایی ناچار شده‌اند بخشی از پروازهای خود را کاهش دهند.

ترامپ در حالی وارد این جنگ شد که پیش‌تر همواره از جنگ‌های بیهوده آمریکا در خاورمیانه انتقاد می‌کرد و با شعار پایان دادن به درگیری‌ها و بازگرداندن ثبات به سیاست خارجی آمریکا به قدرت رسید. با این حال، اکنون خود درگیر بحرانی شده که حتی رؤسای‌جمهور پیشین آمریکا نیز از ورود مستقیم به آن پرهیز کرده بودند.

واشنگتن اکنون میان چند گزینه دشوار گرفتار شده است؛ یا باید از مداخله عقب‌نشینی کند و بپذیرد که قدرت نظامی آمریکا دیگر همان هیمنه گذشته را ندارد، یا منابع راهبردی خود را از جبهه‌های مهمی چون اروپا و شرق آسیا خارج کرده و صرف جنگ با ایران کند. گزینه دیگر نیز ورود به اقدامات نظامی شدیدتر و پرهزینه‌تر است؛ اقداماتی که به اعتقاد نویسنده، می‌تواند «لکه ننگی تاریخی» برای آمریکا برجا بگذارد.

از نگاه تهران، تهدیدهای مکرر ترامپ علیه خود، اعلام آتش‌بس، پذیرش مذاکرات در پاکستان، تلاش نافرجام برای شکستن محاصره تنگه هرمز و نیز ناتوانی در حفظ حمایت متحدان اروپایی و آسیایی، همگی نشانه‌هایی از سردرگمی و ضعف آمریکا به شمار می‌روند. نویسنده می‌گوید این وضعیت، ضربه‌ای جدی به تصویر آمریکا به‌عنوان قدرت برتر جهان وارد کرده است.

برخلاف اهداف اعلامی واشنگتن، جنگ نتوانسته به فروپاشی نظام ایران منجر شود. او می‌نویسد ترامپ همچنان تصور می‌کند ساختار قدرت در ایران دچار شکاف و ناتوانی در هماهنگی داخلی شده است، اما بسیاری از کارشناسان بر این باورند که فشار خارجی و حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی، انسجام داخلی ایران را افزایش داده است. به گفته نویسنده، ایران اکنون «مانند ببر زخمی» برای بقا می‌جنگد و همین مسئله آن را به بازیگری خطرناک‌تر تبدیل کرده است.

کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس از جنگی که نقشی در آغاز آن نداشته‌اند آسیب دیده‌اند و اکنون نگرانند آمریکا بدون حل بحران تنگه هرمز منطقه را ترک کند. به اعتقاد او، در چنین شرایطی ایران می‌تواند کنترل بیشتری بر مسیرهای حیاتی انرژی پیدا کرده و حتی نفوذ اقتصادی و سیاسی خود را در منطقه گسترش دهد.

وضعیت به گونه‌ای است که واشنگتن در هر دو سناریو سرنگونی نظام ایران و ایجاد یک کشور بی‌ثبات و تجزیه‌شده در همسایگی کشورهای خلیج‌فارس و یا ادامه وضعیت فرسایشی کنونی، متضرر خواهد شد و ادامه این وضعیت می‌تواند به‌عنوان نشانه‌ای از افول تدریجی امپراتوری آمریکا و کاهش نفوذ آن در منطقه و جهان تلقی شود.

آنچه در این مطلب می خوانید

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

آخرین اخبار سایت