
اشتراک گذاری :
واجهه تیمهای حمایتهای روانی در جنگ و حملات اسراییل و آمریکا علیه ایران نشان میدهد که بخش اصلی بحران در ساعات و روزهای بعد از لحظه انفجار، در قالب شوک، اضطراب و بیثباتی روانی و … نظم زندگی افراد را تحت تاثیر قرار میدهد و در این میان، تیمهای «محب»، نقش واسط حیاتی میان امدادگران جان انسانها و بازسازی روانی را ایفا کردهاند.
در این میان و در تجربههای میدانی از مناطق آسیبدیده، الگویی مشترک در افراد دیده میشود و آن این است که افراد غالباً نه در لحظه حادثه، بلکه هنگام بازگشت به زندگی و مواجهه با فقدان خانه و دارایی، وارد فاز اصلی بحران روانی میشوند. این وضعیت معمولاً با علائمی مثل شوک پایدار، اضطراب شدید، اختلال خواب، حملات پانیک و در برخی موارد با PTSD یا همان استرس پس از سانحه همراه است. در چنین شرایطی، تیمهای «محب» و گروههای مشابه که ترکیبی از روانشناسان داوطلب، نیروهای آموزشدیده مداخله در بحران و نیروهای حمایت اجتماعی هستند، عملاً نقش خط اول مداخله روانی را برعهده گرفتند که وظیفه آنها تثبیت اولیه وضعیت روانی، کاهش آشفتگی حاد و ایجاد حس امنیت اولیه در افرادی بود که در یک لحظه، تمام ساختار زندگی خود را از دست دادهاند.
دکتر احسان رضاییخواه، سرتیم «محب» غرب تهران در توضیح وظایف این تیمها، میگوید: در جریان جنگ ۱۲ روزه، در کنار خدماتی که هلال احمر، آتشنشانی و اورژانس در حوزه امدادهای فیزیکی ارائه میدادند، یک موضوع خیلی مهم وجود داشت و آن هم حمایتهای روانی بود؛ موضوعی که معمولاً تعداد افرادی که به آن نیاز دارند، خیلی بیشتر از کسانی بوده که آسیب جسمی میبینند. چراکه حتی شنیدن صدای انفجار، بدون اینکه آسیبی به فرد یا خانهاش وارد شده باشد، میتواند باعث بروز واکنشهای شدید شود. در این شرایط، نیاز برای حضور افراد متخصص برای نحوه آرام کردن افراد و مدیریت بحران بسیار احساس شد و از همین رو، تیمهای «محب» که پیش از این نیز با برنامهریزی سازمان بهزیستی شکل گرفته بودند، در جریان جنگ بهطور جدیتری وارد میدان شدند. بر همین اساس نیز، برنامهریزی برای حضور در محل اصابت، میان تیمها براساس مناطق مختلف تقسیمبندی و هر تیم با حضور روانشناس، روانپزشک و متخصص مداخله در بحران، سازماندهی شد.