
اشتراک گذاری :
خبرداری؟ روزهای دوشنبه در تقویم اقتصادی و بازار مالی ما همیشه حال و هوای عجیبی دارد. شنبه و یکشنبه بازار جهانی تعطیل است و معاملهگران داخلی در یک حالت انتظار و نیمهتعطیل به سر میبرند؛ اما صبح دوشنبه که کرکره صرافیهای چهارراه استانبول و طلافروشیهای پلههای نوروزخان و سبزه میدان بالا میرود، همه چشمها به دو تابلو دوخته میشود: اولی قیمت دلاری که در کوچهپسکوچههای بازار زمزمه میشود و دومی، مظنه جهانی طلا که از بازارهای شرق آسیا و اروپا مخابره میشود. امروز هم یکی از همان دوشنبههای پرالتهاب است. بوی چای تازهدم قهوهخانههای بازار با صدای تقتق ماشینحسابها و همهمه دلالان در هم آمیخته است، اما چهره مردمی که پشت ویترینها ایستادهاند، دیگر شباهتی به خریداران شاداب سالهای گذشته ندارد.
اگر یک دهه پیش دوشنبهها روز خرید سرویس طلای عروس یا هدیه روز مادر بود، امروز مردم با چهرههایی نگران، ماشینحساب گوشیهایشان را درآوردهاند تا ببینند با چند ده میلیون تومان پولی که با هزار زحمت پسانداز کردهاند، میتوانند چند گرم طلا بخرند تا فردا صبح ارزش پولشان در تنور تورم دود نشود. طلا دیگر یک کالای لوکس و زینتی نیست؛ طلا به جلیقه نجاتی تبدیل شده که خانوادههای ایرانی برای غرق نشدن در دریای گرانی به آن چنگ میزنند. برای درک این روزهای عجیب بازار، باید اتفاقات را به سادهترین شکل ممکن کالبدشکافی کنیم تا ببینیم این غول زرد رنگ چگونه ترمز بریده و چرا هیچ سیاستی فعلاً نمیتواند جلودار آن باشد.
چرا طلای جهانی ترمز بریده است؟
برای فهمیدن اینکه چرا طلا گران میشود، ابتدا باید نگاهمان را از بازار تهران برداریم و به نقشه جهان نگاه کنیم. قیمت پایه طلا در تمام دنیا با دلار سنجیده میشود و به آن «اونس جهانی» میگویند. در کتابهای اقتصاد همیشه نوشتهاند که اگر آمریکا سود بانکیاش را بالا ببرد، مردم ترجیح میدهند پولشان را در بانک بگذارند و دلار نگه دارند، در نتیجه طلا ارزان میشود. اما در یکی دو سال اخیر، این قانون قدیمی کاملاً نقض شده است. چرا؟ جواب فقط یک کلمه است: «ناامنی و ترس».
تصور کنید در یک محله، بانکی وجود دارد که همه اهالی پولشان را آنجا میگذارند. ناگهان مدیر بانک با یکی از اهالی دعوا میکند و به عنوان تنبیه، تمام پولهای او را مسدود میکند. واکنش بقیه چیست؟ آنها هم میترسند که شاید فردا نوبت ما باشد، پس یواشکی میروند پولشان را از بانک بیرون میکشند و تبدیل به چیزی میکنند که دست خودشان باشد؛ مثلاً طلا میخرند و در گاوصندوق خانهشان قایم میکنند.
این دقیقاً همان اتفاقی است که در دنیا افتاده است. بعد از شروع جنگ در اوکراین، آمریکا و اروپا میلیاردها دلار از پولهای دولت روسیه را مسدود کردند. این کار یک زنگ خطر بزرگ برای بقیه کشورها بود. کشورهایی مثل چین، هند، ترکیه و حتی کشورهای عربی با خودشان گفتند: «اگر روزی ما هم با غرب به مشکل بخوریم، با یک دکمه تمام دلارهای دیجیتال ما را مسدود میکنند.» بنابراین، بانکهای مرکزی این کشورها به صورت چراغخاموش شروع به خرید وحشتناک شمش طلا کردند. وقتی بزرگترین دولتهای دنیا در حال بلعیدن طلا هستند و آن را در خزانههای امنیتی خود تلنبار میکنند، طبیعی است که قیمت جهانی طلا روز به روز رکوردهای جدیدی ثبت کند و دلالان و سرمایهگذاران خرد هم به دنبال آنها وارد این بازی شوند.
علاوه بر این، جنگها و درگیریهای منطقهای، بهویژه در خاورمیانه، همیشه مردم دنیا را میترساند. سرمایهگذاران غربی هم میدانند که در روزهای جنگ و بحران، نه سهام شرکتها قابل اعتماد است و نه اسکناسهای کاغذی؛ تنها چیزی که از هزاران سال پیش تا امروز در هر شرایطی ارزش خودش را حفظ کرده، همان فلز درخشانی است که در دست دارند. به همین دلیل است که هر دوشنبه با باز شدن بازارهای جهانی، میبینیم که طلا همچنان در حال پیشروی است.