
اشتراک گذاری :
آیین رونمایی از سند راهبردی صندوق بیمه کشاورزی در افق ۱۴۱۰در نوزدهم مردادماه ۱۴۰۵، بیش از آنکه یک مراسم تشریفاتی باشد، سند بلوغ یک نگاه مدیریتی بود. در رأس این روایت، مردی ایستاده که رزومهاش را نه با عناوین پرزرقوبرق، که با یک خط ممتد خدمت ساخته است: دکتری مهندسی صنایع معاونت برنامهریزی شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حملونقل کشور، معاونت هماهنگی امور اقتصادی استانداری کرمانشاه، و اکنون قائممقامی صندوق بیمه کشاورزی با حکمِ سهساله از سوی وزیر جهاد کشاورزی در هفتم خرداد ۱۴۰۴ رقم خورد.
اما آنچه این رزومه را از یک فهرست سمت فراتر میبرد، جنس حضورش در هر یک از این جایگاههاست: حضور در وزارت راه، استانداری و حالا صندوق، یعنی او زبان «برنامهریزی»، اقتصاد زیرساخت و ریسک را یکجا میفهمد؛ و مهمتر از همه، زبان انسان سازمان را بیش از همه درک و ارج می نهد .
شاخصترین ویژگی دکتر باباخانی، نه مدرک و نه سمت، که چابکی او در مدیریت است.
مدیریت چابک، در قاموس او به معنای حذف بروکراسی فرسایشی و کوتاهکردن فاصلهی تصمیم تا اجراست. او از دل بدنه آمده است؛ یعنی درد کارمند بیمهگر را میشناسد، سختی ارزیابی خسارت در گرمای یک تابستان کمباران را دیده، و ارزش یک پیشنهاد برآمده از کف سازمان را میداند. همین است که در دورهی او، «نظر دادن» یک آیین نمایشی نیست، یک قاعدهی واقعی است.

شعار جمعمحور او را میتوان در یک جمله خلاصه کرد؛ جملهای که حالا زبانبهزبان میان کارکنان میچرخد: هر نظر، یک رأی مثبت است. این شعار، یعنی هیچ صدایی در سازمان گم نمیشود؛ یعنی جوانترین کارشناس و باتجربهترین مدیر، هر دو سر یک میز شنیده میشوند. در چنین فضایی، پیشنهادهای ارتقای شرکت و ایدههای اصلاحی، نهتنها تحمل، که تکریم میشوند. این دقیقاً همان احترامی است که جایگاه کارمندان را از نیروی اجرایی به شریک راهبردی ارتقا میدهد.
این نگاه انسانی، اما در خلأ ننشسته است. اگر بخواهیم کارنامهی درخشان صندوق بیمه کشاورزی را در دورهی حضور دکتر باباخانی در آینهی شفافیت بنگریم، نخستین نشانهی یک تحول ساختاری را می بینیم تحولی که در آن، عدد و ارقام نه در کشوهای بسته، که در معرض نگاه ذینفعان است. کارنامهی صندوق در این دوره، پایداری مالی، انضباط در منابع و گسترش ضریب نفوذ بیمه است؛ اما مهمتر از همه، روایتی از بازگشت اعتماد است.

سند راهبردی ۱۴۱۰، قاب همین کارنامه است. در این نقشهی راه، صندوق قصد دارد با پوشش جامع خدمات بیمهای دیجیتال و «پشتیبانی از مدیریت ریسک بخش کشاورزی»، به کنشگری راهبردی در پایداری تولید و امنیت غذایی کشور بدل شود. چهار سطح بههمپیوستهی این سند ــ از چشمانداز کلان تا راهبردهای یادگیری و زیرساخت و دوازده راهبرد کلان آن، نشان میدهد که این بار تحول، از جنس حرکتهای مقطعی نیست؛ از جنس یک معماری آینده است. و چه کسی بهتر از مدیری که برنامهریزی کلان زیربنایی را در کارنامه دارد، برای هدایت این معماری عظیم بدوش میکشد.
تبریکی از جنس دیگر
و اما برای همین مرد، نه یک تبریک اداری مرسوم، که کلامی از جنس خودش مینویسیم:
دکتر عزیز؛
قائممقام صندوقی که نامش با امنیت سفرهی مردم گره خورده،
تو از جایی برخاستی که صدای کارمند، بلندتر از هر دستوری شنیده میشود.
قامت تو را نه صندلی، که احترام آدمها بلند کرده است.
روزی که هر نظر را رأی مثبت خواندی،
هزار رأی خاموش را به هزار امید روشن بدل کردی.
مبارک باد بر تو این مسیر؛ مسیری که در آن، چابکی یعنی نزدیکبودن به آدمها،
و موفقیت یعنی دلگرمی بدنهای که تو خود از آن برخاستهای.
آینده از آن سازمانهایی است که انسان را جدی میگیرند؛ و شما، جدیترین حامی انسان این سازمان هستید.
بیشتر بخوانید:تفاهم نامه صندوق بیمه کشاورزی و دانشگاه تهران / ترکیب دانش نظری و تجربه عملی برای افزایش امنیت غذایی کشور
آنچه صندوق بیمه کشاورزی را در این دوره متفاوت کرده، نه فقط سندها و اعداد، که یک فرهنگ تازه است: فرهنگی که در آن، قائممقام، قائم بر شأن و جایگاه کارمند است؛ که در آن، احترام یک شعار روی دیوار نیست، یک رفتار روزانه است؛ و در آن، هر نظر یک رأی مثبت تنها یک جملهی انگیزشی نیست، یک قرارداد اخلاقی میان مدیریت و بدنه است. دکتر آنچه صندوق بیمه کشاورزی را در این دوره متفاوت کرده، نه فقط سندها و اعداد، که یک فرهنگ تازه است: فرهنگی که در آن، قائممقام، قائم بر شأن و جایگاه کارمند است؛ که در آن، احترام یک شعار روی دیوار نیست، یک رفتار روزانه است؛ و در آن، هر نظر یک رأی مثبت تنها یک جملهی انگیزشی نیست، یک قرارداد اخلاقی میان مدیریت و بدنه است. دکتر بهزاد باباخانی، این قرارداد را نه با ابلاغ، که با بودنش امضا کرده است؛ و همین، بزرگترین سرمایهی صندوق در راه رسیدن به افق ۱۴۱۰ خواهد بود.