
اشتراک گذاری :
خبرداری؟ در جهان امروز، بانکها تنها محل نگهداری پول نیستند؛ بخش عمدهای از گردش اقتصادی کشورها، پرداخت حقوق و دستمزد، تسویه معاملات تجاری، تامین مالی بنگاهها، پرداخت مالیات، خریدهای روزمره و حتی ارائه خدمات عمومی دولت بر بستر شبکه بانکی انجام میشود به همین دلیل در ادبیات امنیت ملی، نظام بانکی در کنار انرژی، مخابرات، حملونقل و آب، جزو زیرساختهای حیاتی کشورها طبقهبندی میشود و هرگونه اختلال در این زیرساخت میتواند آثار گستردهای بر امنیت اقتصادی و حتی امنیت اجتماعی به جا بگذارد.
در یکسال اخیر و در جریان جنگ تحمیلی دوم و سوم، مشتریان نظام بانکی شاهد حمله سایبری به مرکز داده های برخی بانک های کشور بوندند که نه تنها روی زندگی روزمره مردم بلکه بر نظام اقتصادی نیز اثر گذاشت؛ حمله ای که یکی از اهداف آن دسترسی به اطلاعات مشتریان و سوء استفاده از آن بود.
انجام حملات سایبری به زیرساخت های بانکی موضوعی نیست که تنها آن را در اندازه اختلال در خدمات بانکی دید بلکه باید آن را جزئی از جنگ ترکیبی دانست که برای فلج کردن بخش های مهم اقتصادی و نظامی کشور بکار می گیرد و مورد استفاده قرار می دهد.
هک، سرقت اطلاعات و اختلال در شبکه بانکی چند هدف را پیگیری می کند اول اینکه طراح این حملات می خواهد به اطلاعات بسیار مهم بانک ها که جنبه محرمانگی دارند، دست پیدا کند و دیگر آنکه به دنبال ایجاد اختلال در شبکه بانکی است تا ضمن ایجاد نارضایتی گسترده، شبکه جابجایی پولی را مختل کنند و دولت را بخصوص در زمینه تهیه اقلام مورد نیاز مردم زمین گیر کرده و باعث ناکارآمدی آن شوند.
البته باید متذکر شد که آنچه در جریان اخلال در شبکه بانکی کشور در ایام دو جنگ اخیر مشاهده شد، صرفاً از دسترس خارج شدن چند سامانه بانکی یا ایجاد نارضایتی مقطعی برای مشتریان نبود، بلکه تلاشی هدفمند برای مختل کردن یکی از مهمترین شریانهای حیاتی اقتصاد کشور به شمار می رفت.
در بسیاری از کشورها، بانکها موظف هستند در شرایط بحران، حداقل سطح خدمات حیاتی را حتی در صورت از کار افتادن بخشی از زیرساختها حفظ کنند تا زندگی اقتصادی جامعه دچار وقفه نشود کما اینکه در اختلال اخیر رخ داده برای چهار بانک، به سرعت خدمات بانکی برای مشتریان برقرار شد.
از این منظر، شاید مهمترین پرسش امروز نه درباره وقوع حمله، بلکه درباره میزان تابآوری شبکه بانکی باشد. تابآوری به این معناست که یک سازمان تا چه اندازه میتواند پس از وقوع بحران به فعالیت خود ادامه دهد.
ممکن است حملهای موفقیتآمیز رخ دهد، اما اگر بانک بتواند ظرف چند ساعت یا چند روز خدمات اصلی خود را از طریق سامانههای جایگزین بازیابی کند، خسارتهای اقتصادی و اجتماعی به حداقل خواهد رسید ولی زمانی که این اقدام مدت زیادی را طی می کند نشان می دهد که زیرساخت های مربوطه نیازمند تقویت دارند.
موضوع دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، وابستگی بیش از حد مردم به ابزارهای پرداخت الکترونیک است؛ در سالهای اخیر استفاده از پول نقد به شدت کاهش یافته و بخش عمده مبادلات از طریق کارتهای بانکی، درگاههای پرداخت و اپلیکیشنهای موبایلی انجام میشود.
این تحول اگرچه موجب افزایش سرعت و کارایی اقتصاد شده است اما در شرایط بحران میتواند به یک نقطه آسیبپذیر تبدیل شود. زمانی که سامانههای بانکی از دسترس خارج میشوند، نبود سازوکارهای جایگزین میتواند مشکلات فراوانی برای شهروندان ایجاد کند.
بر همین اساس، کارشناسان امنیت اقتصادی معتقدند که بانکها باید علاوه بر سرمایهگذاری گسترده در حوزه امنیت سایبری، برنامههای تداوم کسب وکار و مدیریت بحران خود را نیز بازطراحی کنند. ایجاد مراکز داده پشتیبان در نقاط مختلف کشور، استفاده از معماریهای توزیع شده، برگزاری مانورهای منظم سایبری، آموزش کارکنان، تقویت همکاری با نهادهای امنیتی و تدوین پروتکلهای مشخص برای شرایط جنگی از جمله اقداماتی است که میتواند آسیبپذیری این بخش را کاهش دهد.
بانک ملی یکی از قدیمیترین و بزرگترین بانکهای ایران است که مدیریت ریسک و تقویت امنیت در آن با چالشهای پیچیدهای همراه است.با این وجود این بانک در حملات سایبری اخیر نشان داد که با تقویت زیرساخت های امنیتی موفق شده از دل این چالش سربلند بیرون بیاید.
نکته مهم اینکه وقتی صحبت از «بانک ملی» به عنوان یکی از بزرگترین بانک های کشور می شود و موضوع «مدیریت امنیت» میشود، ما با یک چالش دوگانه روبرو هستیم: «حفاظت از زیرساختهای عظیم و حساس» در مقابل «تسهیل دسترسی امن برای میلیونها کاربر».
تحلیل میزان مقاومت بانک ملی در برابر حملات سایبری، یک موضوع چندلایه است که شامل جنبههای فنی، ساختاری و انسانی میشود. از آنجایی که بانکهای ملی زیرساختهای حیاتی کشور محسوب میشوند، همواره هدف حملات پیشرفته قرار دارند.
بانکهای بزرگ مانند بانک ملی برای مقابله با تهدیدات، از استراتژی دفاع در عمق استفاده میکنند. این یعنی اگر یک لایه شکست بخورد، لایههای بعدی فعال میشوند.
نکته دیگر اینکه مقاومت یک بانک تنها به نرمافزار بستگی ندارد، بلکه به فرآیندها بستگی دارد. بانکهای پیشرو مانند بانک ملی معمولاً از چارچوبهای زیر پیروی میکنند:استاندارد بینالمللی مدیریت امنیت اطلاعات، استاندارد امنیت دادههای صنعت کارتهای پرداخت (بسیار حیاتی برای جلوگیری از سرقت اطلاعات کارتها) واستخدام هکرهای اخلاقمدار برای پیدا کردن حفرههای امنیتی قبل از هکرهای واقعی.
بانک ملی به دلیل داشتن بودجههای کلان، معمولاً از نظر فنی در سطح بالایی قرار دارد، اما بزرگترین آسیبپذیری این بانک همچنان عامل انسانی و زنجیره تأمین است. نکته دیگر اینکه مقاومت یک بانک در برابر حملات سایبری یک وضعیت ایستا نیست، بلکه یک “مسابقه تسلیحاتی” دائمی بین تیمهای دفاعی بانک و مهاجمان است.
نکته دیگر اینکه برای پاسخ به این سوال که بانک ملی چگونه در مقابل حملات سایبری تابآوری کرد؟، باید توجه داشت که از دیدگاه مدیریت بحران و امنیت سایبری، تابآوری به معنای فقط دفاع کردن نیست، بلکه به معنای توانایی سیستم در حفظ خدمات در حین حمله و بازگشت سریع به حالت عادی پس از حمله است.
اگرچه جزئیات دقیق پروتکلهای امنیتی بانکها به دلیل مسائل امنیتی به صورت عمومی منتشر نمیشود، اما با تحلیل استراتژیهای بانکهای بزرگ و الگوهای مدیریت بحران، میتوان فهمید که بانک ملی و نهادهای مشابه چگونه به سمت تابآوری حرکت کردهاند.
در گذشته تمرکز فقط بر جلوگیری از نفوذ بود. اما بانکها متوجه شدند که هیچ سیستمی ۱۰۰٪ امن نیست. بنابراین استراتژی خود را به سمت تابآوری تغییر دادند.
بیشتر بخوانید:بانک ملی و تقویت زیرساخت ها برای مقابله با حمله سایبری / تمرکز بر حفاظت از سامانههای مالی و اطلاعات مشتریان
در چنین شرایطی بانک ملی با تقسیم شبکه خود به بخشهای کوچک و مجزا، این قابلیت را ایجاد کرده که اگر یک بخش (مثلاً بخش خدمات مشتریان آنلاین) مورد حمله قرار گرفت، بدافزار نتواند به هسته اصلی سیستمهای پردازش تراکنش یا پایگاه داده اصلی نفوذ کند.
در واقع، بانک ملی با تغییر نگرش از “باید جلوی هکر را بگیریم” به “اگر هکر وارد شد، چگونه سیستم را از کار نیندازیم و سریع برگردیم”، به سمت تابآوری حرکت کرده است.