در دل پیچیده‌ترین عملیات گازی خلیج فارس؛ روایت مدیریت حفاری فاز ۱۴ پارس جنوبی

حفاری در دریا تنها یک عملیات مهندسی نیست؛ ترکیبی از مدیریت زمان، تصمیم‌گیری در لحظه و هماهنگی تیم‌هایی است که در محیطی ایزوله در دل خلیج فارس فعالیت می‌کنند. در چنین پروژه‌هایی، فاصله میان یک تصمیم مدیریتی و توقف یک دکل گاه تنها چند دقیقه است و هر ساعت وقفه می‌تواند هزینه‌ای سنگین بر عملیات تحمیل کند.

اشتراک گذاری :

خبرداری؟

مسیر حرفه‌ای من با تحصیل در رشته مهندسی نفت در دانشگاه صنعتی سهند تبریز آغاز شد؛ جایی که در مقطع کارشناسی ارشد با مبانی مهندسی مخزن و حفاری به‌صورت جدی آشنا شدم و پایه‌های نظری فعالیت حرفه‌ای‌ام شکل گرفت.

ورود رسمی من به صنعت نفت در سال ۱۳۸۶ و از طریق دوره امریه در شرکت نفت فلات قاره اتفاق افتاد. آن دوره برای من صرفاً یک خدمت اداری نبود؛ در عمل به فرصتی تبدیل شد تا از نزدیک با عملیات حفاری در بستر خلیج فارس و چالش‌های واقعی کار در دریا آشنا شوم. کار در محیط فراساحلی، با محدودیت‌های لجستیکی و پیچیدگی‌های عملیاتی خاص خود، تجربه‌ای بود که نگاه من به مهندسی نفت را از فضای صرفاً دانشگاهی به واقعیت‌های میدانی این صنعت تغییر داد.

پس از پایان دوره سربازی، همکاری خود را تا سال ۱۳۹۲ در شرکت نفت فلات قاره ادامه دادم و در ادامه، طی سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۵ در شرکت پتروپارس در پروژه‌های مرتبط با توسعه میادین پارس جنوبی فعالیت داشتم.

نقطه عطف این مسیر اواخر سال ۱۳۹۴ و همزمان با آغاز پروژه حفاری فاز ۱۴ پارس جنوبی رقم خورد؛ زمانی که به شرکت مهندسی و ساخت تأسیسات دریایی ایران (IOEC) پیوستم. حضور در این پروژه، مرحله‌ای تازه در مسیر حرفه‌ای من بود؛ جایی که تجربه عملی سال‌های قبل با مسئولیت‌های مدیریتی در پروژه‌ای با مقیاس بزرگ و حساسیت عملیاتی بالا پیوند خورد و زمینه ورود من به حوزه مدیریت پروژه‌های حفاری فراساحلی را فراهم کرد.


مدیریت بخش تحت‌الارض در پروژه میدان رسالت یکی از تجربه‌های تعیین‌کننده در مسیر حرفه‌ای من بود. در آن پروژه با چالش‌های متعددی در حوزه سرویس‌های حفاری، وضعیت دکل‌ها و مسائل مالی پیمانکاران مواجه بودیم و همین موضوع باعث می‌شد تصمیم‌گیری‌ها گاهی در شرایط بسیار محدود انجام شود.

آن تجربه به من نشان داد که در پروژه‌های پیچیده، مدیریت تنها به معنای هدایت عملیات نیست. مدیر پروژه باید بتواند منابع محدود را به شکل بهینه مدیریت کند، میان ذی‌نفعان مختلف تعادل برقرار کند و توالی فعالیت‌ها را به‌گونه‌ای تنظیم کند که پروژه از مسیر اصلی خود خارج نشود.

در واقع پروژه رسالت برای من نوعی مدرسه مدیریتی بود؛ جایی که یاد گرفتم موفقیت در پروژه‌های بزرگ بیش از آنکه به امکانات وابسته باشد، به کیفیت تصمیم‌گیری و توان ایجاد هماهنگی میان ارکان مختلف پروژه بستگی دارد.


در ابتدای کار مهم‌ترین اولویت من ایجاد انسجام میان تمامی ارکان پروژه بود. فاز ۱۴ در یکی از بزرگ‌ترین میادین گازی جهان و در یک میدان مشترک اجرا می‌شد و طبیعتاً هرگونه ناهماهنگی می‌توانست بر روند تولید اثر بگذارد.

به همین دلیل در گام نخست تلاش کردیم تصویر دقیقی از وضعیت پروژه به دست آوریم؛ از میزان پیشرفت عملیات حفاری گرفته تا وضعیت چاه‌ها، تجهیزات و نیازهای عملیاتی. پس از آن گلوگاه‌های اجرایی شناسایی شد و برنامه‌ای منسجم برای تسریع روند عملیات تدوین کردیم.

در کنار این موضوع، صیانت از نیروی انسانی و رعایت الزامات ایمنی و زیست‌محیطی برای ما اهمیت اساسی داشت. به اعتقاد من پروژه موفق پروژه‌ای است که در آن کیفیت عملیات و ایمنی نیروها فدای سرعت اجرای کار نشود.

همزمان، تعامل سازنده با کارفرما، پیمانکاران و تأمین‌کنندگان نیز نقش مهمی در پیشبرد عملیات داشت. ایجاد یک فضای همکاری و گفت‌وگوی حرفه‌ای میان ارکان مختلف پروژه کمک کرد تا بتوانیم بسیاری از چالش‌های عملیاتی و تأمین تجهیزات را مدیریت کنیم.


حفاری در پارس جنوبی همواره با حساسیت‌های فنی خاصی همراه است. چاه‌های این فاز در یکی از بزرگ‌ترین میادین گازی جهان حفاری شدند و شرایط زمین‌شناسی خلیج فارس نیز پیچیدگی‌های خاص خود را دارد.

در چنین شرایطی حفظ کیفیت عملیات حفاری و تکمیل چاه‌ها در کنار دستیابی به اهداف تولیدی پیش‌بینی‌شده، اهمیت زیادی پیدا می‌کند. از سوی دیگر پروژه با فعالیت‌های متعددی روبه‌رو بود که باید به صورت همزمان مدیریت می‌شد؛ از عملیات دکل‌ها گرفته تا تأمین تجهیزات، خدمات تخصصی و هماهنگی میان کارفرما، پیمانکاران و تیم‌های عملیاتی.

محدودیت‌های ناشی از شرایط بین‌المللی نیز تأمین برخی تجهیزات و خدمات تخصصی را دشوارتر کرده بود. در چنین فضایی، استفاده حداکثری از توان متخصصان ایرانی و ظرفیت شرکت‌های داخلی نقش تعیین‌کننده‌ای در پیشبرد عملیات داشت.


مهم‌ترین تفاوت در محدودیت‌های دسترسی و پیچیدگی‌های لجستیکی است. در پروژه‌های خشکی معمولاً دسترسی به تجهیزات، خدمات پشتیبانی و نیروی انسانی سریع‌تر انجام می‌شود، اما در دریا بسیاری از این موارد به شرایط جوی و امکانات دریایی وابسته است.

برای مثال تأمین یک قطعه یدکی یا اعزام یک تیم تخصصی ممکن است به برنامه حرکت شناورها و شرایط دریا وابسته باشد. به همین دلیل برنامه‌ریزی دقیق و پیش‌بینی نیازهای عملیاتی در پروژه‌های فراساحلی اهمیت بسیار بیشتری دارد.

از سوی دیگر نیروهای عملیاتی در دریا معمولاً به صورت اقماری فعالیت می‌کنند و مدت طولانی از خانواده دور هستند. بنابراین مدیریت منابع انسانی در چنین پروژه‌هایی تنها جنبه فنی ندارد و توجه به مسائل روحی و انگیزشی کارکنان نیز اهمیت زیادی پیدا می‌کند. ایجاد اعتماد، همدلی و روحیه کار تیمی در میان اعضای تیم عملیاتی یکی از عوامل کلیدی موفقیت در پروژه‌های فراساحلی است.


به نظر من فاز ۱۴ بیش از آنکه صرفاً یک پروژه حفاری باشد، یک تجربه مهم سازمانی برای شرکت مهندسي و ساخت تأسیسات دریایی ايران و صنعت حفاری کشور بود. اجرای این پروژه نشان داد که متخصصان ایرانی توانایی مدیریت و اجرای پروژه‌های پیچیده حفاری فراساحلی را دارند.

در طول این پروژه تجربیات ارزشمندی در حوزه‌های مختلف از جمله مدیریت پروژه، لجستیک دریایی، حفاری و مدیریت ریسک به دست آمد که می‌تواند در پروژه‌های آینده مورد استفاده قرار گیرد. همچنین ثبت رکوردهای حفاری در این پروژه نشان‌دهنده توان فنی و عملیاتی تیم‌های اجرایی بود.

در نهایت، مهم‌ترین دستاورد چنین پروژه‌هایی مشارکت در توسعه یکی از مهم‌ترین فازهای میدان مشترک پارس جنوبی و کمک به افزایش ظرفیت تولید گاز کشور است؛ مسیری که در نهایت به تأمین انرژی و رفاه مردم منتهی می‌شود.


صنعت حفاری، به‌ویژه در بخش فراساحل، صنعتی است که تنها با دانش کتابی نمی‌توان آن را شناخت. دانشگاه پایه‌های علمی لازم را در اختیار شما می‌گذارد، اما واقعیت این حرفه در دل عملیات شکل می‌گیرد؛ جایی که باید تصمیم بگیرید، مسئولیت بپذیرید و در کنار یک تیم حرفه‌ای با چالش‌های واقعی روبه‌رو شوید.

به مهندسان جوان همیشه می‌گویم اگر می‌خواهید در این صنعت پیشرفت کنید، از محیط عملیات فاصله نگیرید. سال‌های ابتدایی کار را در کنار دکل‌ها، در واحدهای عملیاتی و در تعامل با تیم‌های اجرایی بگذرانید. تجربه‌ای که در آن فضا به دست می‌آید، چیزی نیست که بتوان آن را در کلاس درس یا گزارش‌های فنی پیدا کرد.

در عین حال، صنعت حفاری صنعتی است که به روحیه یادگیری مداوم نیاز دارد. فناوری‌ها، روش‌های حفاری و استانداردهای عملیاتی دائماً در حال تغییر هستند و کسی در این مسیر مؤفق‌تر است که همواره آماده یادگیری و به‌روز نگه داشتن دانش خود باشد.

اما شاید مهم‌تر از همه این‌ها، درک معنای کاری است که انجام می‌دهیم. پشت هر متر حفاری، تلاش یک تیم بزرگ از مهندسان و متخصصان قرار دارد که هدف مشترک آن‌ها تأمین انرژی برای کشور است. وقتی می‌دانید نتیجه این تلاش‌ها در نهایت به گرما و روشنایی خانه‌های مردم می‌رسد، نگاه شما به کارتان تغییر می‌کند.

اگر نسل جوان مهندسان با همین حس مسئولیت، روحیه کار تیمی و اشتیاق یادگیری وارد این مسیر شوند، مطمئنم آینده صنعت حفاری کشور روشن‌تر از امروز خواهد بود. این حرفه فقط یک شغل نیست؛ نوعی تعهد حرفه‌ای است برای آنکه انرژی از دل دریا و زمین به زندگی مردم برسد.

آنچه در این مطلب می خوانید

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

آخرین اخبار سایت