درس زندگی پشت موتور عاشقی

اشتراک گذاری :

خبرداری؟ هفته‌ معلم، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی است برای یاداوری  انسان‌هایی که فراتر از اموزش چند فرمول، نظریه یا متن درسی، به ما «زندگی کردن» را اموخته اند.

معلم و استاد، اگر رسالت خود را درست بشناسند، تنها انتقال‌دهنده دانش نیستند؛ بلکه سازندگان نگاه، تربیت‌کنندگان روح و الهام‌بخش مسیر زندگی انسان‌ها هستند.

شاید به همین دلیل است که سال‌ها بعد از پایان دوران تحصیل، انجه در ذهن دانشجو باقی می‌ماند صرفاً محتوای جزوه‌ها نیست، بلکه رفتار، منش، صداقت و صمیمیت استادی است که در کلاس حضور داشته است.

در تمام سال‌هایی که در دانشگاه تدریس کرده‌ام، همیشه یکی از دلگرم‌کننده‌ترین صحنه‌ها برایم حضور به‌موقع دانشجویان در کلاس بوده است. اینکه پیش از اغاز درس، بیشتر صندلی‌ها پر می‌شد و دانشجویان با اشتیاق در فضای کلاس حضور پیدا می‌کردند، برای من نشانه‌ای از احترام متقابل، اعتماد و ارتباط انسانی میان استاد و دانشجو بود. کلاس درس زمانی زنده می‌شود که میان طرفین، صرفاً رابطه رسمی اموزشی وجود نداشته باشد؛ بلکه نوعی همدلی و احساس مشترک شکل بگیرد.

یکی از خاطراتی که هنوز با گذشت زمان در ذهنم مانده و هر بار به ان فکر می‌کنم، معنای واقعی سادگی و صمیمیت را برایم زنده می‌کند، مربوط به یکی از همین روزهای عادی کلاس است. پس از پایان درس، جمعی از دانشجویان طبق معمول گفت‌وگویی دوستانه درباره ماشین‌های مدل بالا و امکانات زندگی داشتند. هرکدام از خودروهای مورد علاقه‌شان می‌گفتند و از ارزوهایی که برای اینده  داشتند صحبت می‌کردند. در میان صحبت‌ها، یکی از دانشجویان که همسرش نیز در همان دانشگاه دانشجو بود، با لبخندی ارام گفت: «ما هنوز ماشین نداریم و همسرم موتور دارد؛ کاش ما هم ماشین داشتیم.»

جمله‌ای ساده بود؛ اما پشتان، ارزویی طبیعی و انسانی وجود داشت. من لحظه‌ای به چهره او نگاه کردم و بعد به او گفتم: «اتفاقاً قدر همین روزها را بدانید. شاید امروز تصور کنید داشتن ماشین یعنی رفاه بیشتر؛ اما باور کنید ان صمیمیت، نزدیکی، هیجان و عشق ساده‌ای که شما امروز پشت همان موتور تجربه می‌کنید، چیزی نیست که بعدها به‌راحتی تکرار شود. روزی ممکن است هرکدام ماشین جداگانه‌ای داشته باشید، اما ان خنده‌های دونفره، ان همراهی نزدیک، ان حس مشترک مسیر، دیگر به همین شکل تکرار نخواهد شد.»

فضای کلاس برای چند لحظه ارام شد. بعد ناگهان بسیاری از دانشجویان با لبخند و تأیید، از این حرف استقبال کردند. بعضی‌ها با خنده گفتند که واقعاً چنین لحظاتی را تجربه کرده‌اند و برخی دیگر با نگاهشان نشان می‌دادند که حرف، فقط درباره موتور یا ماشین نبود؛ بلکه درباره سبک زندگی و ارزش لحظات ساده‌ای بود که گاهی انسان تا از دستشان ندهد، قدرشان را نمی‌فهمد.

ان روز، بیش از آنکه یک درس دانشگاهی ارائه شود، یک تجربه انسانی میان ما شکل گرفت. شاید مهم‌ترین رسالت معلم نیز همین باشد؛ اینکه دانشجو از کلاس تنها با چند صفحه یادداشت بیرون نرود، بلکه با یک «دریافت تازه» از زندگی خارج شود. استادی که بتواند در کنار اموزش علمی، نگاه انسان را به محبت، صمیمیت، اخلاق و حقیقت زندگی عمیق‌تر کند، در واقع رسالت واقعی اموزش را انجام داده است.

شهید استاد مرتضی مطهری از جمله معلمانی بود که تنها درس فلسفه و اندیشه نمی‌داد؛ بلکه شیوه فکر کردن، زیستن و مسئول بودن را اموزش می‌داد. به همین دلیل است که نام او هنوز زنده است. معلم واقعی کسی است که اثرش محدود به زمان حضور در کلاس نباشد؛ بلکه سال‌ها بعد، در تصمیم‌ها، رفتارها و حتی خاطرات شاگردانش ادامه پیدا کند.

روز معلم، یاداور سادگی انسان‌هایی است که بی‌هیاهو، بزرگ‌ترین سرمایه‌های جامعه را تربیت می‌کنند. بسیاری از معلمان و استادان، شاید امکانات و ظواهر پرزرق‌وبرقی نداشته باشند، اما ثروتی در اختیار دارند که هیچ معیار مادی نمی‌تواند ان را اندازه‌گیری کند؛ ثروت اثرگذاری بر دل و جان انسان‌ها است.

امروز جامعه ما بیش از هر زمان دیگری به اموزش صمیمیت، صداقت و عشق نیاز دارد. دانش و تخصص بدون اخلاق، نمی‌تواند ارامش و خوشبختی واقعی برای انسان بسازد. انچه در نهایت در ذهن‌ها باقی می‌ماند، مدرک‌ها، نمره‌ها و حتی موقعیت‌های اجتماعی نیست؛ بلکه خاطره لحظه‌هایی است که انسان در کنار دیگران، محبت، احترام و همدلی را تجربه کرده است.

شاید سال‌ها بعد، بسیاری از دانشجویان جزئیات درس‌های دانشگاه را فراموش کنند؛ اما بعید است ان لحظه‌های صادقانه و انسانی را فراموش کنند؛ لحظه‌هایی که در انها فهمیدند خوشبختی همیشه در داشتن امکانات بیشتر نیست، بلکه گاهی در همان مسیر ساده‌ای است که دو انسان با عشق و صمیمیت در کنار هم طی می‌کنند.

بیشتر بخوانید:برگزاری آیین گرامیداشت روز معلم و تقدیر از مدرسان

و حقیقت همین است؛ در پایان زندگی، انجه می‌ماند، نه ماشین‌ها و نه ظواهر زندگی، بلکه همین خاطره‌های انسانی، همین عشق‌های ساده و همین درس‌های صادقانه‌ای است که از یک معلم دلسوز اموخته‌ایم.

آنچه در این مطلب می خوانید

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

آخرین اخبار سایت