چگونه با اخلاق به موفقیت برسیم؟

موفقیت مفهومی است که همه انسان ها در جستجوی آن بوده و همگان در پی دستیابی به آن هستند و به اندیشه و نوع تفکر، تلاش برای دستیابی، شرایط و امکانات، مثبت اندیشی، استقامت در مسیر ناملایمات و عدم هراس از مشکلات پیش رو و ... بستگی دارد.

اشتراک گذاری :

خبرداری؟

به نقل از پول نیوز، انسان، موجودی پیچیده و دارای ابعاد گوناگونی است که به تعبیر معلم دوم جهان اسلام امام علی بن ابی طالب(ع)، جهان بزرگ در او جای گرفته و جِرم کوچکی نیست؛ موفقیت انسان در زندگی در وهله نخست به نوع تفکر و رویکرد انسان بستگی دارد. چنانچه ناپلئون هیل (نویسنده نامدار آمریکایی) می گوید: گنجی که در تفکر و اندیشه انسان نهفته است، بسیار بیشتر از آن چیزی است که در دل زمین قرار دارد. (افراد موفق چگونه فکر می کنند، ص8).

برای بهتر فکر کردن که نقش موثری در دستیابی ما به موفقیت هر چه بیشتر ایفا می کند، باید خود را در فضایی سرشار از ایده های نوین و خلاقیت قرار دهیم، با افراد خوش فکر همنشینی کنیم، فکرها و ایده های مثبت خویش را عملی کرده و از سختی ها هراس به خود راه ندهیم، با انگیزه و اعتماد به نفس، ایده های دیگر را نیز در ذهنمان ایجاد نموده و از شکست نترسیم و با توکل بر خدای بزرگ و اعتماد به داشته های انسانی مان، مسیر خود را ادامه دهیم.

برخی تصور می کنند لازمه دستیابی به موفقیت، زیر پای نهادن اخلاق و اصول انسانی و به تعبیر دیگر، هدفِ دستیابی به موقعیت های مالی و اقتصادی بهتر، هر گونه عملی را توجیه کرده و تنها هدف مورد نظر (طبق این رویکرد)، رسیدن به موقعیت های مالی و شغلی برتر به هر قیمت است؛ سوالی که در ذهن متبادر می شود این که: چگونه با وجود پایبندی به اخلاق و آرمان های والای انسانی، به موفقیت دست یابیم؟

نکته نخستی که باید بدان اهتمام ورزیم این که دستیابی به موقعیت های مالی و پول درآوردن اگر چه مهم است و ما انسان ها برای دستیابی به آن تلاش می کنیم، اما آرمان اصلی زندگی ما نیست و اگر کسب مال به موقعیت انسانی و آرمانی ما لطمه زده و ما را با دوگانه ای مواجه سازد و در برابر وجدانمان قرار داده و احساس شرمندگی از کردارِ ناپسند برای دستیابی به موفقیتِ مالیِ کوتاه مدت را در ما ایجاد نماید، نمی توان آن را موفقیتی دلچشب و ایدآل تلقی نمود. به دیگر سخن، هر گونه تصمیم غیر اخلاقی به بهانه دستیابی به موفقیت های مالی و … احساس ارزشمندی، آرمانی بودن، عزت نفس و والایی را در ما کاهش می دهد و وجدانِ آسوده را از ما دریغ می سازد و احساس همیشگی گناه را در ما تقویت می کند.

پیش از هر گونه انتخاب مسیر غیر اخلاقی، وجدان ما (که به زبان قرآن کریم نَفس لوّامه یعنی نفس سرزنشگر خوانده می شود) که موهبتی از جانب خداوند متعال است، به ما هشدار لازم را می دهد و چنانچه به این هشدارها بی تفاوت باشیم و پای بر عقل و فطرتمان نهاده و به بهانه دست یافتن به موفقیت های کوتاه مدتِ اقتصادی، بازنده اخلاق باشیم، موفقیت به دست آمده چندان برایمان دلپذیر نخواهد بود و علاوه بر این، در نگاه دیگران نیز افراد فرصت طلب و سودجو تلقی می شویم و اعتماد دیگران به خود را که سرمایه ای بزرگ است، از دست خواهیم داد.

پایبندی به اخلاق، ممکن است دستیابی به موفقیت را با تاخیر مواجه سازد، اما فرد یایبند به اخلاق در دادگاه وجدانش همواره سربلند بوده و احترام ویژه دیگران را خواهد داشت و شاید به نظر رسد آخر از همه به خط پایان رسیده، اما در مسابقه دیگری پیروز شده و موفقیت حقیقی را بدست آورده است؛ چرا که آرمان زندگی انسانی، فراتر از اهداف مادی کوتاه مدت است و این آرمان، روش و راهی است که انسان در زندگی خویش انتخاب می کند و این که چگونه انسانی می خواهد باشد و نقشی را که به عنوان موجودی بزرگ در نظام هستی دارد، درک کرده و به خوبی از انجام این نقش برآمده و آن را عملی سازد. (قدرت مدیریت اخلاقی، ص56).

البته آرمان گرایی، به تنهایی کافی نیست و انسان برای موفقیتِ کمال گرا و اخلاق مدار به امور دیگری نیز نیازمند است: توکل بر خدا و ارتباط گسترده و پیوسته با خالق هستی که این جهان را به حق آفریده و به عدل مدیریت می کند، خوش فکری و انتخابِ درستِ موقعیت ها و بهره گیری از فرصت های خوب زندگی، شکیبایی در مسیر دستیابی به موفقیت و کامیابی و نیز سعی و تلاش مداوم و بدون خستگی برای تحقق ساختن اهداف زندگی.

در این میان، تلاش کردن و پشتکار داشتن برای هر فردِ جویای کامیابی، لازم و ضروری بوده و بدون سعی بسیار، امکان رسیدن به موفقیت، اندک بوده و حتی غیر ممکن به نظر می رسد. به تعبیر دیگر، موفقیت مسیری است که از دالانِ سعی و کوشش عبور می کند و بدون برخورداری از آن، کسی نمی تواند به قله های کامیابی دست یابد.

در این راستا نقل این حکایت خالی از فایده نخواهد بود: “وینستون چرچیل” (از مردان موثر تاریخ بریتانیا در قرن بیستم که به سیاست ورزی شهره بوده و برخی سخنان و دیدگاهایش شایان توجه است) در پایان عمر خویش، در مدرسه ای که خود روزی در آن تحصیل می کرد، سخنی جالب توجه را ایراد نمود که عمق پختگی و تجربه بسیار وی در طول سالها فعالیتِ سیاسی اش را نشان می دهد. هنگامی که پشت تریبون قرار گرفت، نگاهی به جمعیت انداخت و چنین گفت: هیچ گاه دست از سعی، تلاش و کوشش برندارید. سپس در کمال تعجب حاضران، سخنانش را ادامه نداد و سر جایش بازگشت. (همان، ص79).

این سخنرانی کوتاه، حاوی درس مهمی از درس های زندگی به همه انسان هاست و آن، اهمیت کار، پشتکار و فعالیت مداوم در طول زندگی است که موفقیت را برای انسان به ارمغان می آورد.

نکته دیگر که در موفقیت انسان (از منظر انسان شناسی) باید بدان توجه داشته باشیم این که: بر خلاف دیدگاه برخی روانشناسان غربی که صرفا به شادکامی دنیایی انسان توجه داشته و موفقیت را محصور در اقتصاد و موفقیت شغلی و مادی تصور می کنند، انسان تنها موجودی مادی نیست که نیازهای اقتصادی داشته و مدتی در این روزگارِ عمر در کره زمین زندگی می کند و باید خواسته های مادی اش را تامین سازد؛ بلکه لازم است در تحلیلی جامع، دیگر ابعاد وجودی این موجود برجسته و شگفت آور (از جمله بُعد معنوی، روحانیت و جاودانگی این موجود) را نیز در نظر داشته باشیم و بدانیم که انسان با مرگ پایان نپذیرفته و تنها از جایی به جای دیگر منتقل می شود و موفقیت حقیقی، به رستگاری انسان و خشنودی خداوند از او مرتبط بوده و والاترین و بهترین موفقیت های دنیا (از جمله ثروت بسیار، شهرت فراوان، قدرت و …) در صورتی که به آخرت انسان و بُعد معنوی و روحی او لطمه وارد سازد، هرگز نمی تواند برای انسان موفقیت واقعی و دنباله دار تلقی گردد.

به دیگر سخن، دنیایی که مانع آخرت شود، جز حسرت و پشیمانی فایده دیگری برای انسان نخواهد داشت. چرا که دنیا، اصل نیست و دوران کوتاهی محسوب می گردد که بشر در آن زندگی می کند و از مواهب آن برخوردار می گردد تا زمینه تکامل و زیستن در جهانِ پس از مرگ را فراهم سازد. امام علی(ع) در این باره (نهج البلاغه، حکمت 463) فرموده است: دنیا برای غیر آن، آفریده شده و برای خودش خلق نشده است. (هدف از دنیا این است که مقدمه ای برای جهان آخرت باشد، نه این که خودش هدف اصلی خلقت باشد).

هنگامی که از آن حضرت(ع) درباره خیر پرسش شد، فرمود: خیر آن نیست که مال و فرزندانت را افزایش دهی؛ بلکه خیر آن است که دانشت فراوان شود، بردباری ات بسیار گردد و بر اساس عبادت پروردگارت بر مردم مباهات کنی. اگر نیکی کردی، خدا را سپاس گویی (که تو را به انجام کار نیک موفق گردانده) و اگر بدی کردی، از خداوند طلب آمرزش کنی. (همان، حکمت 94).

امام الموحدین(ع) در جای دیگری حقیقت دنیا را که زودگذر بودن آن بوده، این چنین توصیف فرموده است: دنیا محل عبور است نه ماندن و مردم در آن دو دسته اند: یکی آن که خود را فروخت و به تباهی کشاند (و دنیا طلبی بر او غلبه یافت) و دیگر آنکه خود را خرید و آزاد ساخت (و از بند تعلقات مادی رها گردید). (همان، حکمت 133).

در جهان بینی اسلامی، دست یابی به دنیایی که مانع رسیدن انسان به درجات عالی در آخرت گردد، نکوهش شده و چنین دنیایی، عامل اصلی تمامی خطاها و کردارهای ناپسند شمرده شده که تعلق به آن، روح بشر را آلوده و بیمار ساخته و دوری از خدا را به دنبال دارد.

زمانی که سرنوشت خویش را بدانیم و از عاقبت بشر و لزوم پاسخگویی اش در دستگاه عدل الهی (که وعده تخلف ناپذیر خداوند است) باخبر شویم، دیدمان نسبت به موفقیت تغییر خواهد کرد و برای دست یابی به موفقیت های اقتصادی، کاری، دستیابی به شهرت و … به هر قیمت، تلاش نخواهیم کرد و اساسا این دسته از کامیابی ها که از دروازه خودخواهی، زیرپا گذاشتن وجدان و ضمیر اخلاقی، بی توجهی به حقوق دیگران، منفعت طلبی و لذت گرایی عبور می کند، موفقیت پایدار نخواهیم دانست.

فراموش نکنیم هیچ راه درستی برای انجام کاری نادرست وجود ندارد و هیچ موفقیتی که پایانش قهر و خشم خداوند است، موفقیت واقعی نخواهد بود، اگر چه به ظاهر سودمند باشد. از این رو هر گونه تلاشی که به مکدر شدن روح و حقیقت انسان منجر گردد حتی اگر سود بسیاری هم به دنبال داشته باشد، موفقیت حقیقی محسوب نمی شود. موفقیت دلپذیر و فطرت پذیر، در سایه بندگی خدا، اخلاق، خدمت به بندگان خدا، کار و کوشش، صبر و پشتکار محقق می گردد.

 دکتر محمد جواد گودینی /  پژوهشگر و استاد دانشگاه

فهرست منابع:

1- نهج البلاغه

2- بلانچارد، کنت، قدرت مدیریت اخلاقی، نشر گندمان 1389

آنچه در این مطلب می خوانید

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

آخرین اخبار سایت