
اشتراک گذاری :
خبرداری؟ حدود 22 سال است که بهزاد صفری در صنعت بانکی کشور فعالیت میکند؛ فردی که در این سالها تمرکز اصلیاش روی پروژههای کربنکینگ بانکهای کشور بوده و تجربه زیادی در این حوزه دارد. فعالیت حرفهای بانکی صفری از مؤسسه قرضالحسنه بسیجیان شروع شد و سپس به بانک دی، بانک پاسارگاد، پستبانک، بانک قوامین، بانک تجارت و سپس بانک سپه رسیده است. او که اکنون معاون فناوری اطلاعات بانک سپه است، میگوید شیرینترین و مهمترین دستاورد دوران فعالیت حرفهایاش مربوط به ادغام بانک سپه است؛ چراکه یک ابرپروژه بهشمار میرفت که شش مهاجرت بزرگ را به دنبال داشت.
او همچنین سختترین بحرانی را که از سر گذرانده، مربوط به شرکت تجارت الکترونیک دی میداند و از پروژه کالسنتر بانک مهر اقتصاد بهعنوان یکی از دستاوردهای مهمش یاد میکند.
بهزاد صفری متولد سال ۱۳۶۰ و دارای مدرک کارشناسی حسابداری از دانشگاه خوارزمی، کارشناسی ارشد مدیریت مالی از دانشگاه آزاد اسلامی و دکتری مهندسی مالی از دانشگاه آزاد اسلامی است.
صفری بعد از ۱۰ سال کار در بانک مهر اقتصاد در بخش آیتی، به دعوت مدیرعامل وقت بانک دی به این بانک وارد شده و از فروردین ۱۳۹۴ رئیس اداره خدمات نوین بانک دی میشود. در همین زمان پروژه مهاجرت کربنکینگ بانک دی از «بانک ایران» شرکت خدمات انفورماتیک به «بنکو» شرکت توسن کلید میخورد و صفری نیز بهعنوان رئیس اداره خدمات نوین، این پروژه را پیش میبرد.خودش در این زمینه می گوید: «در همان سال در دانشگاه امیرکبیر نیز در رشته مهندسی صنایع، گرایش تجزیهوتحلیل سیستمهای اقتصادی قبول شدم. تا ترم سوم درس خواندم، ولی اصلاً نمیرسیدم که حتی در امتحانات شرکت کنم. پروژه مهاجرت کربنکینگ خیلی سنگین بود و وقت خالی برایم نمیگذاشت. ترم سوم قادر به حضور در امتحانات نشدم و مشروطی باعث دلسردی من شد؛ دانشگاه امیرکبیر را کنار گذاشتم.
در اواخر سال ۱۳۹۴ که پروژه کربنکینگ بانک دی به اتمام رسید، مدیرعامل وقت بانک دی ساعت ۱۱ شب به من زنگ زد که «فردا به شرکت تجارت الکترونیک دی برو و مدیرعامل آنجا باش». آن شرکت بحرانهای زیادی داشت. من فکر میکردم با سرانجامبخشیدن به پروژه سنگین کُر، نفس راحتی میکشم؛ ولی اینطور نبود. آن زمان شرکت بحرانزده بود و برای من سرشار از خاطره است. همین که به آنجا رسیدم، فهمیدم که طی ۲۴ ساعت آینده سوئیچ شرکت قطع میشود. چند تماس گرفتم و تقاضای مهلت بیشتر کردم. سوئیچهای شرکت مرتب قطع میشد و شاپرک تذکر و اخطار میداد؛ الزامات شاپرک رعایت نمیشد و پذیرندهها بهشدت شاکی بودند. در نتیجه من شروع به سروساماندادن به فرایندها کردم و طی یک سال، شرکت تجارت الکترونیک دی، از وضعیت زیانده به وضعیت سودده رسید. ۲۵ هزار دستگاه کارتخوان وریفون را به شبکه اضافه کردیم؛ سوئیچ جدیدی برای شرکت راه انداختیم و زیرسوئیچِ شرکت پرداخت نوین شدیم.»
صفری میگوید که از پنج بانک ادغامشده در بانک سپه، انصار، بزرگترین بانک ادغامی بود و چند پیچیدگی داشت. اولین پیچیدگی اینکه بهدلیل حجم بزرگ مشتریان و خدمات، کوچکترین خطا باعث اختلال گستردهای میشد و چالش دوم اینکه خودش حاصل ادغام ثامن و انصار بود. این وضعیت شرایط را خیلی سخت میکرد، ولی بهعنوان آخرین بانک، کاری که در دولت قبل آغاز شده بود، در دوره دولت جدید، انصار هم در بانک سپه ادغام شد و در این زمان از صفری دعوت کردند که مدیرعامل شرکت رایانه خدمات امید شود.
در این زمان هلدینگ فناوری اطلاعات بانک سپه شکل گرفت و آقای احمد سلمانی آرانی، مدیرعاملی هلدینگ بهپویان هوشمند امید را بر عهده گرفتند. ایشان میخواستند که من در رایانه خدمات امید بمانم. من مدتی معاون راهبری عملیات در رایانه خدمات امید بودم و هنوز هم عضو هیئتمدیره آن هستم. از من خواستند که بمانم، ولی من آدم کارهای تکراری و روزمره نبودم. اگر کارهای روزمره کنم، عملکردم پایین میآید؛ باید در محیطهای پرچالش و فعال بمانم. از رایانه خدمات امید بیرون آمدم و هنوز که هنوز است تیم مسئول راهبری کربنکینگ بانک سپه ادغامی که حاصل ادغام شش بانک بوده، از روزهای سخت آن ایام یاد میکنند که «چقدر خوب بود!».
در دیماه ۱۴۰۰ بهزاد صفری از سوی بانک تجارت دعوت به همکاری میشود. بانک تجارت نیز یک پروژه کربنکینگ داشت و میبایست ضمن نگهداری سیستمهای فعلی، پروژه مهاجرت را همزمان پیش میبرد.صفری در این زمینه می گوید: «من رئیس اداره کارت و خدمات نوین و همچنین نایبرئیس هیئتمدیره شرکت ایرانکیش شدم. هر اتفاقی در این یک سال افتاد، حاصل زحمت تمام اعضای تیم و بهخصوص تیم حوزه تحول و اجرایی آیتی بانک تجارت به سرپرستی آقایان ضروری و سجادی بود. آنها موفق به جابهجایی سوئیچ شدند. ۲۸ اسفندماه ۱۴۰۱ طی حکمی از سوی دکتر آیتالله ابراهیمی، مدیرعامل بانک سپه بهعنوان معاون فناوری اطلاعات این بانک منصوب شدم و در اینجا میخواهم کار یکپارچهسازی سیستمها و نظامات حاکم بر فناوری اطلاعات بانک سپه را پیش ببرم. این کار بسیار دشوار است. سپه بزرگترین بانک کشور بهشمار میرود و سیستمهایی که از پروژه ملی ادغام به ارث رسیده، باید بهصورت کامل مهاجرت کنند و سیستم کاملاً یکپارچه شود. مهاجرت کُر به اتمام رسیده، ولی هنوز هم باید روی پایداری و ثبات سامانهها کار بیشتری انجام دهیم. اکنون تعدادی دیتاسنتر داریم که همگی از «ادغام» به ارث رسیدهاند و تمام آنها را باید یکپارچه کنیم.»
به گفته صفری، بانک سپه ۱۲ هزار دستگاه خودپرداز و پنج هزار دستگاه کشلس دارد و آمار کارتبهکارت و تراکنش نیز برای دارندگان کارتهای سپه بالاست: «امیدوارم بتوانم نوعی همافزایی در حوزه فناوری اطلاعات بانک ایجاد کنم. بانک سپه به سمت بانکداری دیجیتال در حرکت است، اما چالشهایی دارد و برخی مسائلی داریم که بانک دیگری با آن درگیر نیست؛ کدام بانک اکنون با موضوع ادغام دستوپنجه نرم میکند؟ این اولین ادغام بزرگ بانکها بعد از انقلاب بهشمار میرود که کاملاً منحصربهفرد است. در ابتدای انقلاب یکسری از بانکهای شاهنشاهی ادغام شدند. آن زمان سامانههای یکپارچه حاکمیتی در کار نبود؛ فقط یکسری دفاتر وجود داشت که همگی در هم ادغام شدند؛ ولی اینجا شش بانک دارای سیستمهای شتاب، ساتنا، پایا، کارت، همراهبانک، اینترنتبانک و انواع و اقسام محصولات سپرده تسهیلاتی وجود دارد.
به عقیده صفری، تیم فناوری اطلاعات بانک سپه کارهای بزرگی را در اولین ادغام بانکی بعد از انقلاب رقم زدند: «ادغامهای دیگری هم بعد از انقلاب داشتهایم، ولی مربوط به بانک نبودهاند؛ مثلاً یک مؤسسه مالی-اعتباری غیرمجاز در بانک دیگری ادغام شدند یا تشکیل بانک جدید رخ داد؛ همیشه یک طرف فاقد سامانههای حاکمیتی بانک مرکزی بود. این مؤسسات، هیچکدام بانک نبودند و پیچیدگیهای فنی مثل سیستمهای کارت، سوئیچ، ساتنا، پایا، صیاد، چکاوک، شهاب و… را نداشتند. پیدا کردن راهکار تمام اینها کار بسیار سنگینی بود، ولی لطف خدا شامل حالمان شد و به سرانجام رسید. امیدواریم زیرساختهایی که فراهم آوردهایم، پیشزمینه گامهای بلندی در جهت دیجیتالیشدن بانک باشد.»
بهزاد صفری، مدیر پروژه بانکداری متمرکز بانک سپه درباره بانکداری دیجیتال معتقد است: یکی از مهمترین مؤلفههای بانکداری دیجیتال زیرساختهای کسبوکار دیجیتال است، بانکداری الکترونیکی و پرداخت جزء زیرساختهای حیاتی کشور بوده که در ایام شیوع کرونا اهمیت آنها دوچندان نمایان شد، اما نگهداری و توسعه این زیرساختها در سالهای اخیر با چالش جدی مواجه شده است. افزایش هزینههای زیرساختی شامل هزینه تأمین و پشتیبانی تجهیزات، زیرساختهای مخابراتی (همانند خطوط ارتباطی، پیامک و…) همزمان با افزایش نرخ ارز و تحریم باعث تحمیل هزینههای بسیاری به بانکها و پیاسپیها شده که در این بین بانکها ناگزیر هستند بخشی از این هزینهها را با افزایش نرخ تسهیلات و خدمات جبران کرده و بخش دیگر را نیز بهعنوان هزینه صرف کنند که این موضوع در واقع تضییع حقوق سهامداران است.
بیشتر بخوانید:هلدینگ امید الگوی جدیدی از بانکداری مدرن ارائه کرده است / حرکت هوشمند این هلدینگ می تواند به پایداری اقتصادی منجر شود
در بسیاری موارد خدمات بهصورت رایگان ارائه میشود و هزینه آن بر دوش بانکها بوده و در بخش دوم کارمزدهای دریافتشده بابت خدمات اولاً منصفانه نیست، زیرا در شرایطی که در سالهای اخیر با تورم بسیار بالا روبهرو بودهایم هیچ افزایشی در نرخ این کارمزدها نداشتهایم. ثانیاً عادلانه نیست که خدمات را مشتری بهصورت رایگان بگیرد و بانک هزینه کارمزد تراکنش را بپردازد. بنابراین نظام کارمزد باید نظامی پویا با رعایت عدالت در پرداخت و انصاف در نرخ کارمزد باشد. در غیر این صورت انتظار رشد و توسعه بانکداری دیجیتال موضوعی دور از انتظار خواهد بود.