
اشتراک گذاری :
نقش مذاکرات در بهبود اقتصاد عمدتاً از طریق دو کانال اصلی قابل مشاهده است:
موفقیت در مذاکرات، بهویژه توافقات تجاری، گمرکی یا لغو تحریمها، منجر به کاهش هزینههای مبادله و افزایش دسترسی به بازارهای جهانی میشود. این امر نه تنها صادرات را تسهیل میکند، بلکه امکان واردات مواد اولیه و کالاهای سرمایهای را با قیمتهای رقابتیتر فراهم میآورد، که مستقیماً بر کاهش هزینههای تولید و قیمت نهایی کالاها در داخل اثر میگذارد.
هنگامی که تعرفهها کاهش مییابد، هزینه تمامشده تولید (C) در یک واحد اقتصادی به شرح زیر تحت تأثیر قرار میگیرد:
[ C_{\text{جدید}} = C_{\text{تولید داخلی}} + C_{\text{واردات مواد اولیه}} \times (1 – \text{نرخ تعرفه جدید}) ]
کاهش موفقیتآمیز موانع تجاری، هزینه مواد اولیه وارداتی را پایین میآورد و فشار تورمی ناشی از سمت عرضه را کاهش میدهد.
بزرگترین اثر مذاکرات موفق، سیگنالی است که به سرمایهگذاران بینالمللی ارسال میکند. ثبات سیاسی و کاهش ریسکهای ناشی از محدودیتهای مالی یا تحریمها، اعتماد سرمایهگذاران را جلب کرده و جریان FDI را به سمت پروژههای بلندمدت تولیدی سرازیر میکند. این سرمایهگذاریها منبع ایجاد اشتغال، انتقال تکنولوژی و افزایش ظرفیت تولیدی کشور هستند.
جذب FDI نه تنها موجب ورود ارز به چرخه اقتصادی میشود، بلکه با افزایش سرمایه ثابت (K) در اقتصاد، پتانسیل تولید ناخالص داخلی (GDP) را مطابق با تابع تولید (مانند تابع کوب-داگلاس) افزایش میدهد:
[ Y = A \cdot K^\alpha L^{1-\alpha} ]
که در آن $Y$ تولید کل، $K$ سرمایه، $L$ نیروی کار، و $A$ بهرهوری کل عوامل است. ورود FDI مستقیماً $K$ را افزایش داده و رشد اقتصادی بلندمدت را تضمین میکند.
بخش قابل توجهی از عملکرد اقتصادی یک کشور به “روانشناسی اقتصادی” وابسته است. در محیطهای پرتنش و نامطمئن، مردم و فعالان اقتصادی تمایل به انباشت (احتکار) یا تبدیل داراییها به ارزهای امن (دلاریزه کردن داراییها) پیدا میکنند که خود تورمزا و مخرب است.
مذاکرات موفق، بهویژه در حوزههای تنشزا، عدم قطعیت را از معادلات اقتصادی حذف میکند. وقتی چشمانداز آینده شفافتر میشود، کسبوکارها جسارت بیشتری برای استخدام نیرو و شروع پروژههای جدید پیدا میکنند و خانوارها برای خریدهای بزرگ برنامهریزی میکنند. ریسکهای سیاسی (R) که پیش از مذاکرات، باعث افزایش نرخ تنزیل (r) در محاسبات سرمایهگذاری میشدند، کاهش یافته و سرمایهگذاری (I) افزایش مییابد:
[ I = f(r | R_{\text{جدید}} < R_{\text{قدیم}}) ]
یکی از مهمترین نتایج آرامش سیاسی، کنترل “تورم انتظاری” است. کاهش نگرانیها پیرامون آینده نرخ ارز و قیمت انرژی، انتظارات تورمی را تعدیل کرده و به بانک مرکزی اجازه میدهد تا سیاستهای انقباضی را با اثربخشی بیشتری اعمال کند. این امر به طور مستقیم بر کاهش فشار معیشتی مردم تأثیر میگذارد. اگر نرخ تورم واقعی ($\pi$) باشد، و تورم انتظاری ($\pi^e$)، در شرایط عدم اطمینان بالا، $\pi^e$ به شدت افزایش یافته و منجر به افزایش تقاضا برای تورم جاری میشود. مذاکرات موفق این رابطه را تضعیف میکند.
بازارهای مالی آینهی تمامنمای انتظارات هستند و به شدت به اخبار سیاسی واکنش نشان میدهند.
مهمترین تأثیر مذاکرات در حوزه اقتصادی، اصلاح قیمتها در بازار ارز خارجی است. کاهش ریسکهای سیاسی منجر به خروج سرمایههای سفتهبازانه و ورود ارز حاصل از افزایش صادرات یا گشایش منابع میشود. این امر باعث تثبیت یا کاهش نرخ ارز شده و به طور زنجیرهای قیمت تمام کالاهای وارداتی و کالاهایی با ارز مرجع را کاهش میدهد.
کاهش نرخ ارز رسمی و غیررسمی ($E$) از طریق افزایش عرضه ارز ($S$) در برابر تقاضا ($D$) رخ میدهد:
[ E \downarrow \Leftrightarrow S_{\text{ارز}} \uparrow \text{ (ناشی از رفع محدودیتهای مالی)} ]
ثبات سیاسی و بهبود چشمانداز اقتصادی، اعتماد سرمایهگذاران خرد و کلان را به بازارهای سهام بازمیگرداند. شرکتها با دید بلندمدتتر به سودآوری نگاه کرده و ارزش ذاتی سهام آنها تقویت میشود که نتیجه آن رونق بازار سرمایه و تبدیل شدن آن به محلی برای تأمین مالی شرکتها به جای واسطهای برای سفتهبازی است. در شرایط مثبت، ارزش فعلی سهام ($P_0$) بر اساس جریان نقدی آتی مورد انتظار ($CF_t$) و نرخ تنزیل کاهشیافته ($r_{\text{جدید}}$) افزایش مییابد:
[ P_0 = \sum_{t=1}^{N} \frac{CF_t}{(1 + r_{\text{جدید}})^t} ]
کاهش ریسک سیاسی، $r$ را کاهش داده و $P_0$ را افزایش میدهد.
نتیجهگیری: از تفاهم تا توسعه
مذاکرات سازنده، چه در عرصههای بینالمللی و چه در چارچوبهای ملی، نه یک هدف غایی، بلکه ابزاری قدرتمند برای خلق یک بستر امن و قابل پیشبینی است. این بستر، به اقتصاد اجازه میدهد تا از مرحله «مدیریت بحران» به مرحله «توسعه پایدار» منتقل شود. ثبات ناشی از این تفاهمات، اعتماد را به جامعه بازمیگرداند، فشار ناشی از نوسانات قیمتی را از دوش خانوارها برمیدارد و در نهایت، مسیر را برای جهش تولید و بهبود مستمر رفاه عمومی هموار میسازد. لذا، سرمایهگذاری بر دیپلماسی مؤثر و تفاهم، یک استراتژی اقتصادی حیاتی است.