
اشتراک گذاری :
خبرداری؟ مدیریت گردشگری در ایران تبدیل به یک مسابقه مدیریت بحران شده است. نوسانات سیاسی و بحرانهای جهانی بصورت مداوم برنامه ریزیهای گردشگری را به تغییر بازارهای هدف گردشگری مجبور میکند و نبود ناوگان کافی حمل و نقل هوایی و ریلی برای انبوه مسافران و گردشگران داخلی جادههای کشور را در پیکهای سفر قفل میکند. تغییرات اقلیمی و خشکسالیهای مداوم هم منجر به از دست رفتن جاذبههای گردشگری مهم برخی شهرهای گردشگرپذیر کشور شده و در این شرایط شهرهای مهم گردشگری ایران نظیر اصفهان و ارومیه و حتی برخی شهرهای شمالی به دلیل خشکیدگی زاینده رود، دریاچه ارومیه و رودخانهها مهمترین آیتم ماندگاری گردشگر را از دست دادهاند.
بررسیها در خصوص گردشگران بینالمللی نشان میدهد که به ازای جذب هر گردشگر خارجی به طور متوسط حدود ۱۰۰۰ دلار ارز به صورت مستقیم وارد کشور میشود که این رقم معادل صادرات حدود ۱۳ بشکه نفت خام در شرایط فعلی است به عبارت دیگر با جذب حدود ۱۰ میلیون گردشگر بینالمللی رقمی حدود ۱۳۰ میلیون بشکه نفت خام ارزآوری خواهد شد.
گردشگری در تمام دنیا از جمله موضوعات مهم و استراتژیکی است چرا که در گردشگری هر شهر و کشوری میتوان علاوه بر آشنایی با جاذبههای تاریخی، تفریحی و گردشگری، طبیعت و … با آداب و رسوم، فرهنگ، غذا، پوشش و بسیاری دیگر از مسائل آن منطقه آشنا شد.
از همین رو کشورها در حوزه گردشگری هزینههای زیادی را متحمل میشوند و از طرفی تمام مردم دنیا به این حوزه علاقهمند هستند و ترجیح میدهند تعطیلات خود را در سفر و گردشگری بگذرانند.
واقعیت این است که موانع فرهنگی توسعه گردشگری در ایران ترکیبی از عوامل روانی، اجتماعی و ساختاری است که بر نحوه تعامل مردم با گردشگران و همچنین بر تجربه گردشگری آنها تأثیر میگذارد. برای رفع این موانع، نیاز به تلاشهای گسترده در زمینه آموزش، فرهنگ سازی، بهبود زیرساختها و ایجاد سیاستهای مناسب در حوزه گردشگری است.
از سوی دیگر اصلاح قوانین و مقررات مرتبط با گردشگری و ایجاد محیطی بازتر و منعطف تر برای گردشگران، میتواند به جذب گردشگران بیشتر کمک کند. ساده سازی رویه های اداری، کاهش محدودیتهای مربوط به پوشش و رفتار، و ایجاد تسهیلات برای ورود و خروج گردشگران، از جمله اقداماتی است که میتواند به بهبود فضای کسب وکار در صنعت گردشگری کمک کند.
نکته دیگر اینکه زنجیره ارزش در گردشگری در کشور به دلایل مختلف و از جمله تحریم های بین المللی و عدم ارتباط مناسب با کشورهای جهان به صورت ناقص عمل می کند و تولید ثروت نمی کند.
در برنامه هفتم توسعه، جذب سالانه ۱۵ میلیون گردشگر در نظر گرفته شده است؛ این آمار اگرچه در مقایسه با کشورهای همسایه مثل ترکیه که هدفگذاری ۶۰ میلیون نفری در این زمینه دارد اندک است، اما بررسیها نشان میدهد زیرساختهای کافی در کشور برای جذب همین تعداد گردشگر نیز وجود ندارد.
بر اساس سند چشم انداز ۲۰ ساله گردشگری ایران باید ۲۰ میلیون گردشگر خارجی تا سال ۱۴۰۴ هجری شمسی و ۲۰۲۵ میلادی داشته باشد و سهم ایران از درآمد گردشگری جهانی، از ۷ صدم درصد در سال ۸۳ به ۲ درصد در سال ۱۴۰۴ برسد.
این سند در حالی پیش روی ما قرار دارد که معاون پیشین گردشگری وزارت گردشگری، تعداد گردشگران ورودی در سال ۱۴۰۲ را ۶ میلیون و ۳۸۲هزار و ۷۵۵ نفر اعلام کرد. کشور ما در حالی تنها به یک سوم اهداف مورد نظر در گردشگری دست پیدا کرده است که بر اساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد، ایران جزو ۱۰ کشور برتر در حوزه ظرفیتهای گردشگری است. ایران با وجود ظرفیتهای تاریخی، طبیعی و فرهنگی، سهمی کمتر از یک درصد از درآمدهای گردشگری را دارد.
بر اساس نتایج بررسی تطبیقی ـ تحلیلی شاخصهای گردشگری ایران با کشورهای منتخب جهان که از سوی معاونت امور کمیسیونهای تخصصی اتاق ایران منتشر شد ایران در شاخص توسعه گردشگری و سفر، (سال ۲۰۲۳) در جایگاه ۷۳ در بین ۱۱۹کشور جهان قرار دارد که نشان دهنده نامناسب بودن این جایگاه در مقایسه با کشورهایی مانند امارات متحده عربی با رتبه ۱۸ و ترکیه با رتبه ۲۹ است.
بیشتر بخوانید:تمرکز بر نفت، گردشگری را از اولویت اقتصاد کشور خارج کرده است
این موضوع در مورد جایگاه ایران در بین کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا نیز حاکم است و ایران در بین ۱۴ کشور در رتبه نهم قرار گرفته است. بر اساس نتایج این بررسی، ایران در شاخص جهانی سفر مسلمانان که وضعیت گردشگری حلال در جهان را بررسی میکند، در سال ۲۰۲۳ در بین ۲۰ کشور اول جهان در رتبه ششم پس از کشور ترکیه و قطر قرار داشته است. کشورهای مالزی و اندونزی نیز چند سالی است که جایگاه خود را در این فهرست حفظ کرده و به صورت مشترک در رتبه اول قرار گرفتهاند.
همه این عوامل به خوبی نشان می دهد که ما هنوز نتوانسته ایم از ظرفیت های مهم گردشگری کشور که در بین کشورهای جهان ظرفیت قابل توجه و بزرگی است به خوبی استفاده کنیم.